سفارش تبليغ

الکتروتکنیک(قدرت) - ELECTROTECNIC
سخت‏ترين گناهان گناهى بود که گناهکار آن را سبک شمارد . [نهج البلاغه]
ELECTROTECNIC
 RSS 
خانه
ايميل
شناسنامه
مديريت وبلاگ
کل بازديد : 14234
بازديد امروز : 1
بازديد ديروز : 13
........... درباره خودم ...........
ELECTROTECNIC
........ پيوندهاي روزانه........


............. بايگاني.............
الکترونیک [2]
مخابرات [4]
الکترومغناطيس
الکتروتکنیک(قدرت) [15]

..........حضور و غياب ..........
يــــاهـو
........... دوستان من ...........
سيدحسن سادات حسيني
رضا جعفري
رضا عبدالهي
حميد قاسمي
معين دهيادگاري
حميد ايرانمنش
علي غضنفري
رضا ارجمند
افشين کريمي زندي
شاهين نيک گهر
محمد نادري
سعيد قاسمي
علي مهيا پور
محسن عقيلي
مجتبي مزيني

........... صفحات اختصاصي ...........

............. اشتراک.............
  ........... طراح قالب...........


  • DC-HV

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 26/3/1385:: 12:29 صبح







    جريان مستقيم ولتاژ بالا

     

     

     


    مقدمه <\/h1>

    HVDC يا سيستم هاي انتقال توان جريان مستقيم ولتاژ بالا، با سيستم هاي معمول جريان متناوب متفاوت است و به عنوان سيستمي براي انتقال توان هاي زياد به کار مي رود. اين سيستم اولين بار در دهه 1930م در سوئد در ASEA به وجود آمد و اولين نصب تجاري آن در اتحاد جماهير شوروي بين دو شهر مسکو و کاشيرا و نيز يک سيستم 10 تا 20 مگاواتي در گاتلند سوئد در سال 1954م انجام شد.


    افزايش انتقال AC <\/h1>

    در انتقال توان الکتريکي، انتقال به روش DC بيش از آنکه يک قاعده باشد يک استثناست. محيط هايي وجود دارد که سيستم انتقال جريان مستقيم در آنها راه حل متعارف است مانند کابل هاي زیر دریا و در اتصالات بین سیستم های غیر سنکرون (با فرکانس های مختلف). اما برای اغلب شرایط موجود انتقال توان به صورت جریان متناوب کماکان مناسب است.
    در تلاش های اولیه
    انتقال توان الکتریکی، از جریان مستقیم استفاده می شد. اما به هر حال در این دوران سیستم جریان متناوب برای انتقال توان بین نیروگاه ها و ماشین آلات استفاده کننده از این انرژی بر سیستم انتقال توان جریان مستقیم فائق آمد. مزیت اصولی سیستم جریان متناوب قابلیت استفاده از ترانسفورماتور برای انتقال موثر سطح ولتاژ به کار رفته در توان انتقالی بود.
    با توسعه ماشین های جریان متناوب موثر، مانند
    موتور القایی، استفاده از جریان متناوب معمول شد. ( جنگ جریان ها را مشاهده کنید.)

    توانایی انتقال سطح ولتاژ یک امر مهم اقتصادی و فنی است که بایستی مد نظر قرار گیرد، با وجود اینکه ولتاژهای بالا سخت تر مورد استفاده واقع می شوند و خطرناک تر هستند، اما سطح جریان پایین تری که برای ولتاژ های بالا مورد نیاز است، برای یک سطح توان معین منجر به استفاده از
    کابل های کوچکتر و تلفات توان کمتری به صورت گرما می شود. انتقال توان همچنین می تواند توسط ولتاژ حداکثر محدود شود.
    یک خط جریان مستقیم که در ولتاژ حداکثری برابر یک خط جریان متناوب کار می کند، می تواند توان بسیار بیشتری را به نسبت جریان متناوب تحت این محدودیت ولتاژ حمل کند. بنابراین با مناسب بودن ولتاژ بالا برای انتقال توان زیاد و مناسب بودن ولتاژ پایین تر برای بهره برداری های صنعتی و داخلی، استفاده از سیستم جریان متناوب به دلیل قابلیت تبدیل سطح ولتاژ آن به سطوح مختلف، برای انتقال توان عام شد.
    هیچ وسیله معادلی برای ترانسفورماتور در جریان مستقیم وجود ندارد و بنابراین به کارگیری ولتاژ مستقیم بسیار مشکل تر است.


    مزیت های HVDC بر انتقال جریان متناوب <\/h1>

    علی رغم اینکه سیستم انتقال توان جریان متناوب غالب است اما در برخی از کاربردها، HVDC ترجیح داده می شود:




    • کابل های زیر دریا (مانند کابل 250 کیلومتری بین سوئد و آلمان) انتقال توان زیاد در مسافت های بلند از یک نقطه به یک نقطه دیگر و بدون تپ های میانی، برای مثال در مناطق دور افتاده.


    • افزایش ظرفیت یک شبکه برق در شرایطی که نصب سیم های اضافی مشکل زا یا هزینه بردار است.


    • امکان انتقال توان بین سیستم های توزیع غیر سنکرون جریان متناوب.


    • کاهش سطح مقطع سیم کشی و دکل های برق برای یک ظرفیت انتقال داده شده. HVDC می تواند در هر هادی توان بیشتری را انتقال دهد چرا که برای یک توان نامی داده شده ولتاژ ثابت در یک خط جریان مستقیم پایین تر از حداکثر ولتاژ در یک خط جریان متناوب است. این ولتاژ ضخامت عایق و فاصله گذاری بین هادی ها را تعیین می کند.

    اتصال نیروگاه های معین به شبکه توزیع
    پایدار کردن شبکه های برقی که بیشتر AC هستند.
    خطوط بلند زیر دریا دارای
    ظرفیت خازنی بالایی هستند. این امر موجب می شود که توان جریان متناوب به سرعت و به شدت به صورت تلفات راکتیو و دی الکتریک حتی در کابل های با طول ناچیز تلف شود. HVDC می تواند توان بیشتری در هر هادی انتقال دهد چرا که برای یک توان نامی ولتاژ ثابت در یک خط جریان مستقیم پایین تر از ولتاژ حداکثر یک خط جریان متناوب است. این ولتاژ تعیین کننده ضخامت عایق به کار رفته و فاصله بین هادی هاست. این روش، استفاده از سیم ها و مسیرهای موجود را برای انتقال توان بیشتر در منطقه ای که مصرف توانش بالاتر است را ممکن می سازد و موجب کاهش هزینه ها می شود.


    مزیت های احتمالی بهداشتی سیستم HVDC بر سیستم جریان متناوب <\/h1>

    برای مدتی این گمان وجود داشت که بین میدان القایی یک جریان متناوب (خصوصاً در فرکانس های عمومی خطوط که 50 و 60 هرتز است) و امراض خاصی ارتباط وجود دارد. یکی از خواص سیستم جریان مستقیم این است که دیگر چنین میدان های مغناطیسی متناوبی وجود ندارند. اخیرا در مطالعات آزمایشگاهی نشان داده شده است که چنین میدان های متناوبی منجر به افزایش اشباع رادیکال های آزاد در جرم خون حیوانات می شود (این افزایش می تواند توسط آنتی اکسیدان ها جلوگیری شود). رادیکال های آزاد به عنوان علل احتمالی تعدادی از بیماری ها شناخته شده اند. مزایای این سیستم تنها شامل آنهایی می شود که در معرض خطوط انتقال زندگی می کنند چرا که مشکلات احتمالی میدان های مغناطیسی با انتقال جریان متناوب جریان زیاد و نیز ترانسفورماتورها، موتورها و ژنراتورهای مرتبط با این جریان و حتی وسایل خانگی عادی مانند ماشین اصلاح الکتریکی با سیم پیچ و (خصوصا) مسواک های الکتریکی که به صورت القایی شارژ می شوند، ارتباط دارد.


    اتصالات بین شبکه های جریان متناوب <\/h1>

    با به کار گیری فن آوری تریستور تنها شبکه های جریان متناوب سنکرون را می توان به هم متصل کرد؛ یعنی شبکه هایی که با سرعت یکسان و فاز مشابه نوسان می کنند. بسیاری از مناطقی که مایل به اشتراک گذاشتن توان هایشان هستند دارای شبکه ای غیر سنکرون هستند.
    ارتباطات جریان مستقیم به چنین مناطقی این امکان را می دهد که به هم متصل شوند. اما بهر حال سیستم های جریان مستقیمی که بر پایه ترانزیستورهای IGBT هستند اتصال سیستم های غیر سنکرون جریان متناوب را ممکن می سازند و نیز امکان کنترل ولتاژ متناوب و عبور توان راکتیو را فراهم می آورند. حتی یک
    شبکه سیاه را می توان به این روش به شبکه مورد نظر متصل کرد.

    سیستم های تولید توان نظیر
    باتری های فتو ولتایی تولید جریان مستقیم می کنند. توربین های آبی و بادی تولید جریان متناوبی در فرکانسی وابسته به سرعت شاره ای که آنرا به حرکت در می آورد، می کنند. در حالت اول جریان مستقیم ولتاژ بالا را می توان مستقیما برای انتقال توان به کار برد. در حالت دوم ما دارای یک سیستم غیر سنکرون هستیم که به همین دلیل پیشنهاد می شود که از یک اتصال جریان مستقیم استفاده کنیم. در هر یک از این حالات ممکن است که تشخیص داده شود که انتقال HVDC مستقیما از نیروگاه تولید کننده به کار ببرند به ویژه در صورتی که سیستم در مناطق نامساعد قرار داشته باشد.
    به طور کلی یک خط توان HVDC دو منطقه جریان متناوب از شبکه توزیع برق را به هم متصل می کند.

    سیستم آلات تبدیل جریان متناوب به جریان مستقیم گران هستند و هزینه قابل توجهی را در انتقال توان به خود اختصاص می دهند.
    تبدیل از جریان متناوب به جریان مستقیم را
    یک سو سازی و تبدیل از جریان مستقیم به جریان متناوب را اینورژن می نامند. برای فاصله ای بیش از یک فاصله معین ( که حدود 50 کیلومتر برای کابل های زیر دریا و احتمالا 600 تا 800 کیلومتر برای کابل های هوایی است) کاهش هزینه ناشی از به کار گیری تجهیزات الکترونیک قدرت برای سیستم جریان مستقیم از هزینه این تجهیزات بیشتر است و عملا به کاربری این سیستم در خطوط هوایی بسیار بلند مقرون به صرفه است. چنین فاصله ای که در آن هزینه ها با درآمد ها برابر می شود را یک فاصله یربه یر (مساوی) می نامند. علم الکترونیک همچنین اجازه این را به ما می دهد که توسط کنترل اندازه و جهت جریان توان، شبکه برق را مدیریت کنیم. بنابراین یک مزیت اضافی وجود ارتباطات HVDC پایداری افزایش یافته بالقوه در شبکه انتقال است.


    یک سو سازی و اینورت کردن <\/h1>

    اجزا یک سو کننده و اینورت کننده <\/h2>

    سیستم های اولیه از یک سو سازهای آرک ـ جیوه استفاده می کردند که قابل اعتماد نبودند. برای اولین بار شیرهای تریستوری در 1960م به کار گرفته شدند. تریستور یک نیمه هادی حالت جامد مشابه دیود است اما با یک ترمینال کنترلی اضافی که از آن در یک لحظه معین در سیکل جریان متناوب برای دادن فرمان به تریستور استفاده می شود. امروزه از ترانزیستور دو قطبی گیت عایق شده (IGBT) نیز به جای تریستور استفاده می شود.
    به دلیل اینکه ولتاژ در HVDC گاهاً حول 500 کیلو ولت است و از ولتاژ شکست دستگاه های نیمه هادی بیشتر است، مبدل های HVDC با استفاده از تعداد زیادی نیمه هادی ساخته می شوند که سری شده اند. با این کار عملا ولتاژی که روی هر نیمه هادی می افتد کاهش می یابد و می توان از نیمه هادی های با ولتاژ شکست پایین تر که ارزان تر نیز هستند استفاده کرد.
    برای دادن فرمان به تریستور ها نیاز به یک مدار فرمانی داریم که با ولتاژی پایین عمل می کند و می بایست از مدار ولتاژ بالای سیستم جدا شود. این کار معمولا به صورت اپتیکی یا نوری انجام می شود. در یک سیستم کنترل هایبرید تجهیزات الکترونیکی ولتاژ پایین پالس های نوری را در طول فیبرهای نوری به بخش ولتاژ بالا کنترل الکترونیکی ارسال می کنند.
    یک عنصر کلید زنی کامل بدون در نظر گرفتن ساختارش عموما یک شیر خوانده می شود.


    سیستم های یک سو سازی و اینورتری <\/h2>

    یک سوسازی و اینورژن اساسا یک مکانیزم را دارا هستند. بسیاری از پست های برق بگونه ای ساخته شده اند تا بتوانند هم به صورت یک سوساز و هم به صورت اینورتر عمل کنند.
    در سر جریان متناوب یک دسته از ترانسفورماتورها قرار داده می شوند که اغلب سه ترانسفورماتور تک فاز جدا از هم هستند که ایستگاه مورد نظر را از تغذیه جریان متناوب جدا می کنند تا بتوانند یک زمین محلی را ایجاد کنند و نیز تا یک ولتاژ مستقیم نهایی صحیح را تضمین کنند. سپس خروجی این سه ترانسفورماتور به یک پل یک سوساز شامل تعدادی شیر وصل می شود. ساختار اصلی شامل شش شیر است که هر سه شیر هر سه فاز را به یکی از دو سر ولتاژ مستقیم وصل می کند. اما به هر حال در این سیستم، به دلیل اینکه هر 60 درجه یک تغییر فاز داریم یا به عبارتی یک ولتاژ شش پالسه داریم، هارمونیک های این ولتاژ هم قابل ملاحضه اند.

    یک ساختار بهبود یافته این سیستم از 12 شیر (که اغلب به عنوان سیستم 12 شیره شناخته شده) استفاده می کند. در این سیستم جریان متناوب ورودی را قبل از ترانسفورماتور ها به دو بخش تقسیم می کنیم. یک بخش را به یک اتصال ستاره از ترانسفورماتورها اعمال می کنیم و بخش دیگر را به یک اتصال مثلث از ترانسفورماتورها در نظر می گیریم. در این صورت شکل موج خروجی این دو ترانسفورماتور سه فاز با هم 30 درجه اختلاف فاز خواهد داشت. حال 12 شیری که داریم هر یک از این دو دسته سه فاز را به ولتاژ مستقیم وصل می کنند و در این صورت هر 30 درجه یک تبدیل فاز خواهیم داشت، یا یک ولتاژ 12 پالسه خواهیم داشت که این به معنی کاهش قابل ملاحضه هارمونیک ها است.
    علاوه بر تغییر دادن ترانسفورماتورها و شیرها، می توان توسط اجزا راکتیو، پسیو و مقاومتی مختلفی برای حذف هارمونیک های موجود بر روی ولتاژ مستقیم استفاده کرد.


    نگرش کلی <\/h1>

    قابلیت کنترل پذیری عبور جریان از طریق یک سو سازها و اینورتورهای HVDC ، کاربرد آنها در اتصالات بین شبکه های غیر سنکرون و کاربرد آنها در کابل های کارای زیر دریا به این معنی است که کابل های HVDC اغلب در مرزهای ملی و برای مبادلات توان به کار می برند.
    نیرو گاه های بادی داخل آب نیز نیازمند کابل های زیر دریا هستند و توربین های آنها نیز غیر سنکرون. از خطوط انتقال HVDC می توان در برقراری اتصالات بسیار بلند بین تنها دو نقطه استفاده کرد، برای مثال اطراف اجتماعات دور افتاده سیبری، کانادا و شمال اسکاندیناوی که در این صورت کاربرد این سیستم که دارای هزینه های کمتر از خطوط معمولی است منطقی به نظر می رسد.


    ساختار سیستم <\/h1>

    یک اتصال HVDC که در آن دو مبدل AC به DC در یک ساختمان به کار رفته اند و انتقال به صورت HVDC تنها بین خود ساختمان وجود دارد به عنوان یک اتصال HVDC پشت به پشت معروف است. این یک ساختار عمومی برای اتصال دو شبکه غیر سنکرون است.

    معمول ترین ساختار یک اتصال HVDC یک
    اتصال ایستگاه به ایستگاه است که در آن دو ایستگاه اینورتر / یک سو ساز توسط یک اتصال اختصاصی HVDC به هم متصل می شوند. این اتصالی است که به صورت زیادی در اتصال شبکه های غیر سنکرون در خطوط انتقال بلند و در کابل های زیر دریا به کار می رود.
    سیستم انتقال توان چند ترمیناله (که از سه ایستگاه یا بیشتر استفاده می کند) HVDC هم به علت هزینه های بالای ایستگاه های مبدل و اینورتر، از دو سیستم دیگر کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. ساختار
    ترمینال های چندگانه می تواند سری یا موازی و یا هیبرید (ترکیبی از سری و موازی) باشد. از ساختار موازی برای ایستگاه های با ظرفیت بالا استفاده می شود در حالی که از ساختار سری برای ایستگاه های با ظرفیت کمتر استفاده می شود.
    سیستم های تک قطبی نوعا 1500 مگا وات را حمل می کنند.

    یک اتصال دو قطبی از دو
    سیم استفاده می کند، یکی در پتانسیل بالای مثبت و دیگری در پتانسیل بالای منفی. این سیستم دارای دو مزیت نسبت به اتصال تک قطبی است:
    اول اینکه می تواند توانی معادل دو برابر سیستم تک قطبی حمل کند که نوعا برابر 3000 مگا وات است (
    جریان یکی است اما اختلاف پتانسیل بین سیم ها دو برابر است).
    دوم اینکه این سیستم می تواند با وجود خطا در یکی از سیم ها، و با استفاده از
    زمین به عنوان یک مسیر بازگشت به کار خود ادامه دهد.

    اتصالاتHVDC چند ترمیناله که بیش از دو نقطه را به هم متصل می کنند ممکن هستند اما بندرت یافت می شوند. یک مثال از این اتصالات سیستم 2000 مگاواتی
    Hydro Quebec است که در سال 1992 م افتتاح شد.



  • جريان AC

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 26/3/1385:: 12:23 صبح











    يک جريان متناوب (AC ) جريان الکتريکي است که در آن اندازه جريان به صورت چرخه‌اي تغيير مي‌کند، بر خلاف جريان مستقيم که در آن اندازه جريان مقدار ثابتي مي‌ماند. شکل موج معمول يک مدار AC عموما يک موج سينوسي کامل است، چرا که اين شکل موج منجر به انتقال انرژي به موثرترين صورت مي‌شود. اما به هر حال در کاربردهاي خاص ، شکل موجهاي متفاوتي نظير مثلثي يا مربعي نيز استفاده مي‌شود.





     


    تاريخچه <\/h1>

    توان الکتريکي با جريان متناوب ، نوعي از انرژي الکتريکي است که براي تغذيه تجاري الکتريسيته به عنوان توان الکتريکي ، از جريان متناوب استفاده مي‌کند. ويليام استنلي جي آر کسي است که يکي از اولين سيم پيچهاي عملي را براي توليد جريان متناوب طراحي کرد. طراحي وي يک صورت ابتدايي ترانسفورماتور مدرن بود که يک سيم پيچ القايي ناميده مي‌شد. از سال 1881م تا 1889م سيستمي که امروزه استفاده مي‌شود، توسط نیکلا تسلا ، جرج وستینگهاوس ، لوییسین گاولارد ، جان گیبس و الیور شالنجر طراحی شد.

    سیستمی که
    توماس ادیسون برای اولین بار برای توزیع تجاری الکتریسیته بکار برد، به دلیل استفاده از جریان مستقیم محدودیتهایی داشت که در این سیستم برطرف شد. اولین انتقال جریان متناوب در طول فواصل بلند در سال 1891م نزدیک تلورید کلورادو اتفاق افتاد که چند ماه بعد در آلمان ادامه پیدا کرد. توماس ادیسون به علت اینکه حقوق انحصاری اختراعات متعددی را در فن آوری جریان مستقیم «DC» داشت، استفاده از جریان مستقیم را به شدت حمایت می‌کرد، اما در نهایت جریان متناوب به عرصه استفاده عمومی آمد. چارلز پروتیوس استینمتز از جنرال الکتریک بسیاری از مشکلات مرتبط با تولید الکتریسیته و انتقال آن را با استفاده از جریان متناوب حل کرد.







    تصویر







     


    توزیع برق و تغذیه خانگی <\/h1>

    بر خلاف جریان DC ، جریان AC را می‌توان توسط یک ترانسفورماتور به سطوح مختلف ولتاژی انتقال داد. هر چه میزان ولتاژ افزایش یابد، انتقال توان هم موثرتر صورت خواهد گرفت. افزایش میزان قابلیت انتقال توان به علت قانون اهم است، تلفات انرژی الکتریکی وابسته به عبور جریان از یک هادی است. تلفات توان به علت جریان توسط رابطه P = Ri2t محاسبه می‌شود، بنابراین اگر جریان دو برابر شود، تلفات چهار برابر خواهد شد.

    با استفاده از ترانسفورماتور ، ولتاژ را می‌توانیم به یک ولتاژ بالا افزایش دهیم تا بتوانیم توان را در طول فواصل بلند در سطح جریان پایین انتقال داده و در نتیجه تلفات کاهش یابد. سپس می‌توانیم ولتاژ را دوباره به سطحی که برای تغذیه خانگی بی خطر باشد، کاهش دهیم.

    تولید الکتریکی سه فاز بسیار عمومی است و استفاده‌ای موثرتر از ژنراتورهای تجاری را برای ما ممکن می‌سازد. انرژی الکتریکی توسط چرخش یک سیم پیچ داخل یک
    میدان مغناطیسی در ژنراتورهای بزرگ و با هزینه بالا ایجاد می‌شود. اما به هر حال جای دادن سه سیم پیچ جدا روی یک محور (بجای یک سیم پیچ) ، هم نسبتا آسان و هم مقرون به صرفه است. این سیم پیچها روی محور ژنراتورها نصب شده‌اند اما از نظر فیزیکی جدا هستند و دارای یک اختلاف زاویه 120 درجه‌ای نسبت به هم هستند. سه شکل موج جریان تولید می‌شود که دارای اختلاف فاز 120 درجه‌ای نسبت به هم ، اما اندازه‌های یکسان هستند.

    توزیع الکتریسیته سه فاز بطور وسیعی در ساختمانهای صنعتی و توزیع الکتریسیته تک فاز در محیطهای خانگی بکار می‌رود. نوعا یک ترانسفورماتور سه فاز ممکن است مسیرهای مختلفی را با یک فاز متفاوت برای بخشهای مختلف هر مسیر تغذیه کند. سیستمهای سه فاز به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در محل بار متعادل باشند، اگر باری بطور صحیح متعادل شده باشد، جریانی از نقطه خنثی عبور نخواهد کرد. این بدین مفهوم است که می‌توان جریان را تنها با سه کابل بجای شش کابل که در غیر این صورت مورد نیاز است، انتقال داد. گفتنی است که برق سه فاز در واقع نوعی از
    سیستم چند فازه است.
    در بسیاری از موارد تنها یک
    برق تک فاز برای تغذیه روشنایی خیابانها یا مصرف کننده‌های خانگی مورد نیاز است. وقتی که یک سیستم توان الکتریکی سه فاز داریم، یک کابل چهارمی که خنثی است را در توزیع خیابانی قرار می‌دهیم تا برای هر خانه یک مدار کامل را فراهم کنیم، «یعنی هر خانه می‌تواند از یکی از کابلهای فاز و کابل خنثی برای مصرف استفاده کند». خانه‌های مختلف در خیابان از فازهای مختلف استفاده می‌کنند یا وقتی که مصرف کننده‌های زیادی به سیستم متصلند، آنها را به صورت مساوی در طول برق سه فاز پخش می‌کنند تا بار روی سیستم متعادل شود. بنابراین کابل تغذیه هر خانه معمولا تنها شامل یک هادی فاز و نول و احتمالا با یک پوشش آهنی زمین شده ، است.

    برای اطمینان یک سیم سومی هم اغلب بین هر یک از وسایل الکتریکی در خانه و صفحه سوییچ الکتریکی اصلی یا جعبه فیوز وصل می‌شود. این سیم سوم در انگلستان و اکثر کشورهای انگلیسی زبان سیم earth و در آمریکا سیم ground خوانده می‌شود. در صفحه سوییچ اصلی سیم earth را به سیم نول و نیز به یک تیرک متصل به زمین یا هر نقطه earth در دسترس (برای آمریکاییها نقطه ground) نظیر لوله آب ، متصل می‌کنند.

    در صورت وقوع خطا ، سیم زمین می‌تواند جریان کافی را برای راه اندازی یک فیوز و جدا کردن مدار دارای خطا ، از خود عبور دهد. همچنین اتصال زمین به این مفهوم است که ساختمان مجاور دارای ولتاژی برابر ولتاژ نقطه خنثی است. شایعترین نوع خطای الکتریکی (شوک) در صورتی رخ می‌دهد که شیئی (معمولاً یک نفر) بطور تصادفی بین یک هادی فاز و زمین مداری تشکیل دهد. در این صورت یک جریان خطا از فاز به زمین ایجاد می‌شود که به جریان پس ماند معروف است. یک
    مدار شکن جریان پس ماند طراحی شده است تا چنین مشکلی را شناسایی کند و مدار را قبل از اینکه شوک الکتریکی منجر به مرگ شود قطع کند.

    در کاربردهای صنعتی (سه فاز) بسیاری از قسمتهای مجزای سیستم خنثی به زمین متصلند که این امر موجب می‌شود تا جریان های کوچک زمین ، که همواره بین یک ژنراتور و یک مصرف کننده (بار) در حال عبور هستند را متعادل کند. این سیستم زمین کردن این اطمینان را به ما می دهد که اگر خطایی رخ دهد، جریانی که از نقطه خنثی می گذرد به یک سطح قابل کنترل محدود شده باشد. این روش به سیستم خنثی زمین چندگانه معروف است.






    تصویر





     


    فرکانسهای AC در کشورها <\/h1>

    اکثر کشورهای جهان سیستمهای الکتریکی‌شان را روی یکی از دوفرکانس 60 و 50 هرتز استاندارد کرده‌اند. لیست کشورهای 60 هرتز که اغلبشان در دنیای جدید قرار دارند کوتاهتر


    است، اما نمی‌توان گفت که 60 هرتز کمتر معمول است.




    • کشورهای 60 هرتز عبارتند از: ساموای امریکا ، آنتیگوا و باربودا ، آروبا ، باهاماس ، بلیز ، برمودا ، کانادا ، جزایر کیمان ، کلمبیا ، کاستاریکا ، کوبا ، جمهوری دمونیکن ، السالوادور ، پلینسیای فرانسه ، گوام ، گواتمالا ، گیانا ، هاییتی ، هندوراس ، کره جنوبی ، لیبریا ، جزایر مارشال ، مکزیک ، میکرونسیا ، مونت سرات ، نیکاراگویه ، جزایر ماریانای شمالی ، پالایو ، پاناما ، پرو ، فیلیپین ، پرتوریکو ، ساین کیتس و نویس ، سورینام ، تایوان ، ترینیداد توباگو ، جزایر ترکس و کیاکوس ، ایالات متحده ، ونزولا ، جزایر ویرجین ، جزیره ویک.


    • این کشورها دارای سیستمهایی با فرکانس مختلط 60 و 50 هرتز‌اند: بحرین ، برزیل (اغلب فرکانس 60) ، ژاپن (فرکانس 60 هرتز در زمان حضور غربیها).

      اغلب کشورها به گونه‌ای استاندارد
      تلویزیون شان را انتخاب کرده اند که با فرکانس خطوط برقشان متناسب باشد. استاندارد NTSC برای کار با فرکانس خطوط برق 60 هرتز طراحی شده است، در حالیکه PAL و SECAM برای فرکانس خطوط 50 هرتز طراحی شده است، اما نسخه 60 هرتز PAL هم وجود دارد، برای مثال در برزیل PAL-M ارائه دهنده وضوح PAL و چشمک تصویر پایین NTSC است.

      عموماً این مطلب پذیرفته شده است که نیکلا تسلا فرکانس 60 هرتز را به عنوان کمترین فرکانسی که منجر به عدم بروز پدیده چشمک زنی قابل مشاهده در روشناییهای خیابانها می‌شد، انتخاب کرد. توان 25 هرتز بیش از آنی که در آبشار نیاگارا تولید شود، در اونتاریو و آمریکای شمالی استفاده می‌شده است.

      هنوز هم ممکن است برخی از ژنراتورهای 25 هرتز در آبشار نیاگارا مورد استفاده واقع شوند. فرکانس پایین طراحی موتورهای الکتریکی کم سرعت را ساده می‌سازد و می‌توان آنرا بصورت بهتر و موثرتری تولید کرده و انتقال داد، اما منجر به چشمک زنی قابل ملاحظه‌ای در روشناییها می‌شود. کاربردهای ساحلی و دریایی ممکن است گاها فرکانس 400 هرتز را به علت مزیتهای مختلف فنی مورد استفاده قرار دهند. برق 16.67 هرتزی هم هنوز در برخی از سیستمهای راه آهن اروپا مانند سوئد به چشم می‌خورد.


  • ستاره مثلث

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 26/3/1385:: 12:8 صبح

    مقدمه <\/h1>

    تبديل ستاره مثلث در درايوها و در موتورهاي القايي بکار مي رود. اين تبديل به تئوري سه فاز ( يا سيستم هاي چند فازه) مرتبط مي شود و نام انگليسي اين تبديل (Y-delta) از شکل دياگرام مداري گرفته شده که به ترتيب شبيه حرف Y و حرف يوناني &Delta است.


    اصول تبديل ستاره مثلث <\/h1>

    اين تبديل به منظور بوجود آوردن معادل هايي براي شبکه هايي با سه ترمينال بوجود آمده است.
    تصوير
    براي بدست آوردن شبکه معادل مي بايست مقاومت بين هر دو ترمينال براي هر دو شبکه يکسان باشد.


    معادلات تبديل <\/h1>

    <math>R_1 = \left( \frac{R_aR_b}{R_a + R_b + R_c} \right)</math>

    <math>R_2 = \left( \frac{R_bR_c}{R_a + R_b + R_c} \right)</math>

    <math>R_3 = \left( \frac{R_cR_a}{R_a + R_b + R_c} \right)</math>


    معادلات تبديل ستاره مثلث <\/h1>

    <math>R_a = \left( \frac{R_1R_2 + R_2R_3 + R_3R_1}{R_2} \right)</math>

    <math>R_b = \left( \frac{R_1R_2 + R_2R_3 + R_3R_1}{R_3} \right)</math>

    <math>R_c = \left( \frac{R_1R_2 + R_2R_3 + R_3R_1}{R_1} \right)</math>


    ساختارها <\/h1>

    دو ساختار مختلف براي اتصال موتورهاي الکتريکي به شبکه سه فاز وجود دارد:




    • سيم پيچي ستاره ـ سرعت پايين، ولتاژ استاندارد بالا


    • سيم پيچي مثلث ـ سرعت بالا، ولتاژ پايين

    انتخاب ستاره مثلث مي تواند مانند يک دنده براي سرعت يک موتور الکتريکي عمل کند. موتورها را به صورت ستاره راه اندازي مي کنند و پس از رسيدن به سرعت نامي آنرا تبديل به مثلث مي کنند تا عملکرد موتور بهبود يابد.


    اتصال ستاره <\/h1>

    براي کاهش دادن تعداد اتصالات الکتريکي به يک ژنراتور انتهاي هر يک سيم پيچ ها را به يک نقطه مشترک که نقطه خنثي يا نقطه شروع ناميده می شود، متصل می کنند. انتهای دیگر اتصال خودش را دارد. در این صورت برای یک موتور سه فاز، چهار اتصال به ژنراتور خواهیم داشت: یک اتصال خنثی و سه فاز.
    مزیت این روش این است که
    سیم خنثی را می توانیم نازک تر از سیم های فاز بسازیم و بنابراین هم در وزن و هم در هزینه صرفه جویی خواهیم کرد. در برخی از سیستم ها، سیم خنثی حذف می شود و جریان های بازگشتی از طریق زمین عبور می کنند.

    <pre>
    B
    |
    |
    . N
    / \
    / \
    A C
    </pre>


    اتصال مثلت <\/h1>

    وقتی که به یک ژنراتور سه سیم وصل شود که هر سیم به دو سر مقابل دو سیم پیچ مجاور وصل شده باشد، یک اتصال مثلث ایجاد کرده ایم.
    <pre>
    B
    .
    / \
    /___\
    A C
    </pre>
    اتصال مثلث می تواند بدون اتصال به زمین باشد که زمانی بسیار استفاده می شد. امروزه برخی سیستم های مثلث زمین گوشه وجود دارند که نقطه A در آنها زمین شده و برخی سیستم های مثلث سر وسط زمین شده که در آنها نقطه ای وسط A و C روی سیم پیچ زمین شده است و نیز تعدای سیستم های زیگزاگ زمین شده که یک نقطه خنثی را برای زمین کردن با استفاده از
    تبدیل زیگزاگ بوجود می آورد.



  • موتور

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 26/3/1385:: 12:3 صبح
     

     

     

    مقدمه <\/h1>
    يک موتور الکتريکي ، الکتريسيته را به حرکت مکانيکي تبديل مي‌کند. عمل عکس آن که تبديل حرکت مکانيکي به الکتريسيته است، توسط ژنراتور انجام مي‌شود. اين دو وسيله بجز در عملکرد ، مشابه يکديگر هستند. اکثر موتورهاي الکتريکي توسط الکترومغناطيس کار مي‌کنند، اما موتورهايي که بر اساس پديده‌هاي ديگري نظير نيروي الکتروستاتيک و اثر پيزوالکتريک کار مي‌کنند، هم وجود دارند.

    ايده کلي اين است که وقتي که يک ماده حامل جريان الکتريسيته تحت اثر يک
    ميدان مغناطيسي قرار مي‌گيرد، نيرويي بر روي آن ماده از سوي ميدان اعمال مي‌شود. در يک موتور استوانه‌اي ، روتور به علت گشتاوري که ناشي از نيرويي است که به فاصله‌اي معين از محور روتور به روتور اعمال مي‌شود، مي‌گردد.





    img/daneshnameh_up/4/44/electromotor.jpg





    اغلب موتورهاي الکتريکي دوارند، اما موتور خطي هم وجود دارند. در يک موتور دوار بخش متحرک (که معمولاً درون موتور است) روتور و بخش ثابت استاتور خوانده مي‌شود. موتور شامل آهنرباهای الکتریکی است که روی یک قاب سیم پیچی شده است. گر چه این قاب اغلب آرمیچر خوانده می‌شود، اما این واژه عموماً به غلط بکار برده می‌شود. در واقع آرمیچر آن بخش از موتور است که به آن ولتاژ ورودی اعمال می‌شود یا آن بخش از ژنراتور است که در آن ولتاژ خروجی ایجاد می‌شود. با توجه به طراحی ماشین ، هر کدام از بخشهای روتور یا استاتور می‌توانند به عنوان آرمیچر باشند. برای ساختن موتورهایی بسیار ساده کیتهایی را در مدارس استفاده می‌کنند.

    انواع موتورهای الکتریکی <\/h1>

    موتورهای DC <\/h2>
    یکی از اولین موتورهای دوار ، اگر نگوییم اولین ، توسط مایکل فارادی در سال 1821م ساخته شده بود و شامل یک سیم آویخته شده آزاد که در یک ظرف جیوه غوطه‌ور بود، می‌شد. یک آهنربای دائم در وسط ظرف قرار داده شده بود. وقتی که جریانی از سیم عبور می‌کرد، سیم حول آهنربا به گردش در می‌آمد و نشان می‌داد که جریان منجر به افزایش یک میدان مغناطیسی دایره‌ای اطراف سیم می‌شود. این موتور اغلب در کلاسهای فیزیک مدارس نشان داده می‌شود، اما گاهاً بجای ماده سمی جیوه ، از آب نمک استفاده می‌شود.

    موتور کلاسیک DC دارای آرمیچری از آهنربای الکتریکی است. یک سوییچ گردشی به نام
    کموتاتور جهت جریان الکتریکی را در هر سیکل دو بار برعکس می کند تا در آرمیچر جریان یابد و آهنرباهای الکتریکی، آهنربای دائمی را در بیرون موتور جذب و دفع کنند. سرعت موتور DC به مجموعه ای از ولتاژ و جریان عبوری از سیم پیچهای موتور و بار موتور یا گشتاور ترمزی ، بستگی دارد.

    سرعت موتور DC وابسته به ولتاژ و گشتاور آن وابسته به جریان است. معمولاً سرعت توسط ولتاژ متغیر یا عبور جریان و با استفاده از تپها (نوعی کلید تغییر دهنده وضعیت سیم پیچ) در سیم پیچی موتور یا با داشتن یک منبع ولتاژ متغیر ، کنترل می‌شود. بدلیل اینکه این نوع از موتور می‌تواند در سرعتهای پایین گشتاوری زیاد ایجاد کند، معمولاً از آن در کاربردهای ترکشن (کششی) نظیر لکوموتیوها استفاده می‌کنند.
    اما به هرحال در طراحی کلاسیک محدودیتهای متعددی وجود دارد که بسیاری از این محدودیتها ناشی از نیاز به جاروبکهایی برای اتصال به کموتاتور است. سایش جاروبکها و کموتاتور ، ایجاد اصطکاک می‌کند و هر چه که سرعت موتور بالاتر باشد، جاروبکها می‌بایست محکمتر فشار داده شوند تا اتصال خوبی را برقرار کنند. نه تنها این اصطکاک منجر به سر و صدای موتور می‌شود بلکه این امر یک محدودیت بالاتری را روی سرعت ایجاد می‌کند و به این معنی است که جاروبکها نهایتاً از بین رفته نیاز به تعویض پیدا می‌کنند. اتصال ناقص الکتریکی نیز تولید نویز الکتریکی در مدار متصل می‌کند. این مشکلات با جابجا کردن درون موتور با بیرون آن از بین می‌روند، با قرار دادن آهنرباهای دائم در داخل و سیم پیچها در بیرون به یک طراحی بدون جاروبک می‌رسیم.

    موتورهای میدان سیم پیچی شده <\/h2>
    آهنرباهای دائم در (استاتور) بیرونی یک موتور DC را می‌توان با آهنرباهای الکتریکی تعویض کرد. با تغییر جریان میدان (سیم پیچی روی آهنربای الکتریکی) می‌توانیم نسبت سرعت/گشتاور موتور را تغییر دهیم. اگر سیم پیچی میدان به صورت سری با سیم پیچی آرمیچر قرار داده شود، یک موتور گشتاور بالای کم سرعت و اگر به صورت موازی قرار داده شود، یک موتور سرعت بالا با گشتاور کم خواهیم داشت. می‌توانیم برای بدست آوردن حتی سرعت بیشتر اما با گشتاور به همان میزان کمتر ، جریان میدان را کمتر هم کنیم. این تکنیک برای ترکشن الکتریکی و بسیاری از کاربردهای مشابه آن ایده‌آل است و کاربرد این تکنیک می‌تواند منجر به حذف تجهیزات یک جعبه دنده متغیر مکانیکی شود.

    موتورهای یونیورسال <\/h2>
    یکی از انواع موتورهای DC میدان سیم پیچی شده موتور ینیورسال است. اسم این موتورها از این واقعیت گرفته شده است که این موتورها را می‌توان هم با جریان DC و هم AC بکار برد، اگر چه که اغلب عملاً این موتورها با تغذیه AC کار می‌کنند. اصول کار این موتورها بر این اساس است که وقتی یک موتور DC میدان سیم پیچی شده به جریان متناوب وصل می‌شود، جریان هم در سیم پیچی میدان و هم در سیم پیچی آرمیچر (و در میدانهای مغناطیسی منتجه) همزمان تغییر می‌کند و بنابراین نیروی مکانیکی ایجاد شده همواره بدون تغییر خواهد بود. در عمل موتور بایستی به صورت خاصی طراحی شود تا با جریان AC سازگاری داشته باشد (امپدانس/راکتانس بایستی مدنظر قرار گیرند) و موتور نهایی عموماً دارای کارایی کمتری نسبت به یک موتور معادل DC خالص خواهد بود.

    مزیت این موتورها این است که می‌توان تغذیه AC را روی موتورهایی که دارای مشخصه‌های نوعی موتورهای DC هستند بکار برد، خصوصاً اینکه این موتورها دارای گشتاور راه اندازی بسیار بالا و طراحی بسیار جمع و جور در سرعتهای بالا هستند. جنبه منفی این موتورها تعمیر و نگهداری و مشکل قابلیت اطمینان آنهاست که به علت وجود کموتاتور ایجاد می‌شود و در نتیجه این موتورها به ندرت در صنایع مشاهده می‌شوند، اما عمومی‌ترین موتورهای AC در دستگاههایی نظیر مخلوط کن و ابزارهای برقی که گاهاً استفاده می‌شوند، هستند.

    موتورهای AC <\/h2>


    • موتورهای AC تک فاز:

    معمولترین موتور تک فاز موتور سنکرون قطب چاکدار است، که اغلب در دستگاه هایی بکار می رود که گشتاور پایین نیاز دارند، نظیر پنکه‌های برقی ، اجاقهای ماکروویو و دیگر لوازم خانگی کوچک. نوع دیگر موتور AC تک فاز موتور القایی است، که اغلب در لوازم بزرگ نظیر ماشین لباسشویی و خشک کن لباس بکار می‌رود. عموماً این موتورها می‌توانند گشتاور راه اندازی بزرگتری را با استفاده از یک سیم پیچ راه انداز به همراه یک خازن راه انداز و یک کلید گریز از مرکز ، ایجاد کنند.

    هنگام راه اندازی ،
    خازن و سیم پیچ راه اندازی از طریق یک دسته از کنتاکتهای تحت فشار فنر روی کلید گریز از مرکز دوار ، به منبع برق متصل می‌شوند. خازن به افزایش گشتاور راه اندازی موتور کمک می‌کند. هنگامی که موتور به سرعت نامی رسید، کلید گریز از مرکز فعال شده ، دسته کنتاکتها فعال می‌شود، خازن و سیم پیچ راه انداز سری شده را از منبع برق جدا می‌سازد، در این هنگام موتور تنها با سیم پیچ اصلی عمل می‌کند.





    • موتورهای AC سه فاز:

    برای کاربردهای نیازمند به توان بالاتر، از موتورهای القایی سه فاز AC (یا چند فاز) استفاده می‌شود. این موتورها از اختلاف فاز موجود بین فازهای تغذیه چند فاز الکتریکی برای ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی دوار درونشان ، استفاده می‌کنند. اغلب ، روتور شامل تعدادی هادیهای مسی است که در فولاد قرار داده شده‌اند. از طریق القای الکترومغناطیسی میدان مغناطیسی دوار در این هادیها القای جریان می‌کند، که در نتیجه منجر به ایجاد یک میدان مغناطیسی متعادل کننده شده و موجب می‌شود که موتور در جهت گردش میدان به حرکت در آید.

    این نوع از موتور با نام
    موتور القایی معروف است. برای اینکه این موتور به حرکت درآید بایستی همواره موتور با سرعتی کمتر از فرکانس منبع تغذیه اعمالی به موتور ، بچرخد، چرا که در غیر این صورت میدان متعادل کننده‌های در روتور ایجاد نخواهد شد. استفاده از این نوع موتور در کاربردهای ترکشن نظیر لوکوموتیوها ، که در آن به موتور ترکشن آسنکرون معروف است، روز به روز در حال افزایش است. به سیم پیچهای روتور جریان میدان جدایی اعمال می‌شود تا یک میدان مغناطیسی پیوسته ایجاد شود، که در موتور سنکرون وجود دارد، موتور به صورت همزمان با میدان مغناطیسی دوار ناشی از برق AC سه فاز ، به گردش در می‌آید. موتورهای سنکرون را می‌توانیم به عنوان مولد جریان هم بکار برد.

    سرعت موتور AC در ابتدا به فرکانس تغذیه بستگی دارد و مقدار لغزش ، یا اختلاف در سرعت چرخش بین روتور و میدان استاتور ، گشتاور تولیدی موتور را تعیین می‌کند. تغییر سرعت در این نوع از موتورها را می‌توان با داشتن دسته سیم پیچها یا قطبهایی در موتور که با روشن و خاموش کردنشان سرعت میدان دوار مغناطیسی تغییر می‌کند، ممکن ساخت. به هر حال با پیشرفت الکترونیک قدرت می توانیم با تغییر دادن فرکانس منبع تغذیه ، کنترل یکنواخت تری بر روی سرعت موتورها داشته باشیم.


    موتورهای پله‌ای <\/h2>

    نوع دیگری از موتورهای الکتریکی موتور پله‌ای است، که در آن یک روتور درونی ، شامل آهنرباهای دائمی توسط یک دسته از آهنرباهای خارجی که به صورت الکترونیکی روشن و خاموش می‌شوند، کنترل می‌شود. یک موتور پله‌ای ترکیبی از یک موتور الکتریکی DC و یک سلونوئید است. موتورهای پله‌ای ساده توسط بخشی از یک سیستم دنده‌ای در حالتهای موقعیتی معینی قرار می‌گیرند، اما موتورهای پله‌ای نسبتا کنترل شده ، می‌توانند بسیار آرام بچرخند. موتورهای پله‌ای کنترل شده با کامپیوتر یکی از فرمهای سیستمهای تنظیم موقعیت است، بویژه وقتی که بخشی از یک سیستم دیجیتال دارای کنترل فرمان یار باشند.


    موتورهای خطی <\/h2>

    یک موتور خطی اساساً یک موتور الکتریکی است که از حالت دوار در آمده تا بجای اینکه یک گشتاور (چرخش) گردشی تولید کند، یک نیروی خطی توسط ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی سیار در طولش ، بوجود آورد. موتورهای خطی اغلب موتورهای القایی یا پله‌ای هستند. می‌توانید یک موتور خطی را در یک قطار سریع السیر ماگلیو مشاهده کنید که در آن قطار روی زمین پرواز می‌کند.



  • نيروگاه بادي و اقتصاد

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 25/3/1385:: 11:57 عصر








    نگاهي به نيروگاههاي بادي از ديدگاه اقتصادي

    استفاده از توربين هاي بادي در سراسر دنيا رو به گسترش است. نياز به توليد انرژي بيشتر ، ملاحظات زيست محيطي ، کمبود منابع زيرزميني در اغلب کشورها ، از مواردي است که تمايل به استفاده از اين فن آوري را افزايش داده است. هم اکنون در بسياري از کشورهاي جهان از جمله دانمارک و آلمان، درصد قابل توجهي از انرژي الکتريسيته از طريق نيروگاههاي بادي تامين مي شود. براي مثال در دانمارک در حدود 20 درصد مصرف الکتريسيته سالانه از طريق انرژي باد تامين مي شود. با اين حال سهم نيروگاه هاي بادي در توليد برق جهان تنها 3% است.
    در کشور ما نيز از مدت ها قبل قدم هايي در اين راه برداشته شده است و هم اينک پروژه هايي در شمال ( منطقه منجيل ) و شرق ( بينالود ـ خراسان ) در دست اجرا است. ساخت توربين ها توسط شرکت هاي داخلي ـ از جمله شرکت سديد صبا نيرو ـ انجام مي شود و مواد اوليه از کشورهاي صاحب فن آوري خريداري و وارد مي شود. از آنجا که ايران بدليل مجاورت با دريا و همچنين وجود رشته کوههاي البرز و زاگرس ، کشوري بادخيز محسوب مي شود، دور از ذهن نيست که در آينده نزديک استفاده از فن آوري انرژي باد در کشور توسعه يابد، بويژه که در حال حاضر با مسئله آلودگي هوا مواجه هستيم. انرژي باد جزو انرژي هاي پاکيزه ـ بدون آلودگي ـ است و هزينه بهره برداري از آن در مقايسه با ديگر روشهاي توليد الکتريسيته به مراتب کمتر است. بديهي است مانند هر فن آوري ديگري ، عاري از عيب نيز نيست.
    در اين مقاله ديدگاههاي اقتصادي مربوط به کار با انرژي باد و بهره برداري از آن مورد بررسي قرار گرفته است.

    1ـ قيمت توربين هاي بادي چگونه است ؟
    نمودار زير طيف قيمتي توربين هاي بادي پيشرفته کشور دانمارک را که از فوريه 1998 به شبکه وصل شده اند ، نشان
    مي دهد.
    همان گونه که مشاهده مي شود قيمت بر حسب ظرفيت ژنراتور ، بسيار متغير است. از دلايل موثر بر اين مسئله ، به عنوان مثال مي توان به تفاوت ارتفاع برج ها و تنوع موجود در قطر روتورهاي ساخته شده براي توربين هاي بادي ، اشاره کرد. به طوري که يک متر اضافه ارتفاع براي برج توربين مي تواند به بهايي معادل 1500 دلار آمريکا تمام شود! يک توربين ويژه که با باد کم و به نسبت قطر روتور بزرگتر کار مي کند گران تر باشد.



    1ـ1) ـ درجه بندي اقتصادي :
    همچنان که از توربين 150KW به سمت توربين 600KW حرکت مي کنيم،
    قيمت ها سه برابر و چه بسا چهار برابر مي شوند. دليل اين امر آن است که براي هر محدوده يک درجه بندي اقتصادي وجود دارد. با اين حال نيروي انساني مورد نياز جهت راه اندازي توربين هاي بزرگ و کوچک در بسياري از موارد يکسانند. براي راه اندازي مزرعه هاي بادي در مقايسه با توربين هاي تکي نيز ممکن است درجه بندي هاي اقتصادي وجود داشته باشد که البته بسيار محدودتر خواهد بود.

    2ـ1) ـ رقابت بر سر قيمت و طيف توليد :
    رقابت بر سر قيمت در حال حاضر بسيار جدي است و طيف توليد به طور اخص گسترده و پيرامون 1000KW است. اينجاست که ما علاقه مند مي شويم توربيني را انتخاب کنيم که براي کار در کليه شرايط خاص آب و هوايي ، از هر نظر بهينه باشد.

    توربين هاي 1000KW ويژه در بازار امروزي :
    حتي اگر طيف قيمت ها از 6000KW تا 750KW خيلي مشابه باشد، بديهي است که ما الزاماً خواهان انتخاب يک توربين با ژنراتور حتي الامکان بزرگتر ، نخواهيم بود. يک توربين با ژنراتور بزرگ ، حدوداً 750KW ( و به همان نسبت قطر روتور کوچکتر ) چنانچه در يک منطقه کم باد مستقر شود ، در مقايسه با يک توربين حدود 600KW با قطر روتور بيشتر ، الکتريسيته کمتري توليد مي کند. يک توربين پرکار امروزي به طور نمادين ، يک ماشين 1000 کيلو واتي است که برج آن حدود 60 الي 80 متر ارتفاع دارد و قطر روتور حدود 54 متر است .

    نکته:
    در حال حاضر ميانگين هزينه سرمايه گذاري براي مزرعه هاي بادي بزرگ و پيشرفته حدود 1000 دلار آمريکا به ازاي هر يک کيلووات قدرت الکتريکي نصب شده است. بايد توجه داشت که منظور ما توليد انرژي سالانه نيست. براي
    توربين هاي تکي يا گروه کوچکي از توربين ها ، قيمت ها به طور معمول تا اندازه اي بالاتر خواهد بود.
    2 ـ هزينه نصب توربين هاي بادي:
    اين هزينه بطور کلي شامل هزينه هاي ساختماني ، حمل و ترابري ، نصب، تبديل و انتقال انرژي برق و هزينه هاي مربوط به تجهيزات کنترل جانبي است. هر يک از اين هزينه ها خود به چند زير شاخه تقسيم مي شود. از جمله:
    1ـ2) هزينه هاي ساختماني شامل : هزينه احداث فنداسيونها که معمولا از نوع بتني هستند ، هزينه احداث جاده هاي دسترسي به سايت ( در صورت نبود جاده دسترسي ) جهت انتقال توربين و پايه مربوط به محل سايت.
    2ـ2) هزينه تبديل شامل تهيه يک واحد ترانسفورماتوري جهت تبديل جريان ولتاژ پايين ( معمولا 690 ولت ) توليدي توربين بادي به جريان ولتاژ بالا ( معمولا 10 الي 30 کيلو ولت ) به منظور اتصال به شبکه محلي.
    3ـ2) هزينه احداث تجهيزات مخابراتي
    ( تلفن ) چنانچه کنترل و نظارت از راه دور و راه اندازي مدنظر باشد و نهايتاً هزينه کابل کشي از محل توربين به خط انتقال انرژي محلي ( معمولا KV30ـ10 ) جهت انتقال قدرت.
    4ـ2) هزينه خريد و يا اجاره زمين

    ذکر اين نکته بجاست که هر يک از
    هزينه هاي مذکور بسته به شرايط و عوامل موجود مي تواند متغير باشد. هزينه احداث جاده و فندانسيون ها به شرايط خاک محل احداث و توپوگرافي منطقه بستگي دارد، ساخت جاده اي که بتواند تحمل عبور يک محموله 30 تني را داشته و در ضمن اقتصادي نيز باشد نياز به تحقيق و
    بررسي هاي بيشتري دارد. از ديگر عوامل تاثيرگذار در هزينه، ميزان دسترسي به نزديکترين جاده ، هزينه کرايه جرثقيل و مسافت موجود بين نزديکترين شبکه انتقال قدرت تا محل استقرار توربين ها است. اين شبکه بايد توانايي انتقال ماکزيمم توان توليدي توربين ها را داشته باشد، در غير اين صورت بايد با صرف هزينه هاي اضافي تقويت شود. هزينه تامين تسهيلات مخابراتي در قياس با ساير هزينه ها
    چشم گير نيست، اما چون يک امکان انتخابي محسوب مي شود، مي تواند در کاهش هزينه موثر باشد. هزينه ترابري نيز در صورت دور بودن سايت مي تواند در محاسبات اقتصادي لحاظ شود.

    3ـ هزينه بهره برداري و نگهداري توربين هاي بادي :
    توربين هاي پيشرفته امروزي به گونه اي طراحي مي شوند که در طول 20 سال عمر کاري مطلوبشان به مدت 120000 ساعت کار کنند. تجربه نشان داده که يک توربين تا زماني که نو محسوب شود خرج نگهداري بسيار کمي خواهد داشت و اين ميزان به فراخور کهنه شدن دستگاه افزايش مي يابد.
    مطالعات انجام شده بر روي 5 هزار توربين بادي دانمارکي نصب شده در اين کشور از سال 1975 ، نشان مي دهد که نسل جديد توربين ها به نسبت نسل هاي قبلي ، هزينه تعمير و نگهداري کمتري دارند.توربين هاي مورد مقايسه در اين بررسي همه به يک نسبت کار کرده ، تنها تفاوتشان در سال ساخت آنها بوده است. هزينه نگهداري توربين هاي نسل قديم ( معمولا 25_250KW) در سال ، به طور ميانگين چيزي حدود 3 درصد سرمايه گذاري اوليه توربين است.در حالي که اين رقم براي توربين هاي نسل جديد، که هم بزرگتر هستند و هم نسبت به انواع کوچکتر نيازي به سرويس پيوسته ندارند، چيزي حدود 5/1 الي 2 درصد است. هزينه سرويسهاي سالانه متداول يک توربين رقم ثابتي است، اما از آنجا که ميزان استهلاک آن با افزايش توليد توان فزوني مي يابد، عده اي ترجيح مي دهند اين رقم را بر حسب کيلو وات ساعت خروجي در محاسباتشان وارد کنند که در اين صورت به طور معمول ، رقمي حدود 0.01USD/kwh در نظر گرفته
    مي شود.
    علاوه بر ابعاد توربين که در تعيين مقياس نقش مهمي را ايفا مي کند، ملاحظات ديگري نيز ( از نظر اقتصادي ) در حالتي که از يک مزرعه بادي بهره برداري
    مي کنيم – نسبت به زماني که تنها يک توربين مورد استفاده قرار مي گيرد ـ
    مي تواند در تعيين مقياس مد نظر قرار گيرد. اين ملاحظات در ارتباط با مسائلي چون بازرسي و سرکشي هاي بين سال ، پايش و هزينه هاي مربوط به راهبري سيستم است. بعضي از قطعات به کار رفته در ساختمان توربين، نسبت به سايرين ، بيشتر در معرض استهلاک قرار دارند. اين عارضه به طور اخص براي مجموعه گيربکس و پره ها صدق مي کند. جهت افزايش عمر کاري يک توربين بادي ، بهره بردار بايد در زماني که توربين به پايان عمر کاري خود نزديک مي شود، با انجام معاينات فني اساسي
    (major overhaul ) ، در صورت نياز به تعويض پره ها اقدام کند. هزينه يک مجموعه نوساز شامل پره ، گيربکس يا ژنراتور ، معمولا رقم بزرگي حدود 15 الي 20 درصد قيمت توربين خواهد بود.
    عمر کاري 20 سال معيار مناسبي براي سازندگان قطعات توربين است و بايد کيفيت توليدشان به گونه اي باشد که احتمال خرابي آن ها تا 20 سال بسيار کم باشد. علاوه بر مرغوبيت مواد به کار رفته که موجب طول عمر توربين مي شود، شرايط محيطي سايت نيز تاثير به سزايي دارد. اثر اغتشاشات بادي سايت ( turbulence) بر خستگي و فرسودگي پره ها قابل ذکر است، به همين دليل توربين هايي که در مجاورت دريا نصب شده اند ـ به علت اغتشاش باد کمتر ـ طول عمر بهتري دارند.

    4 ـ راندمان توربين هاي بادي نسبت به سرعت باد :
    نمودار زير انرژي توليدي سالانه يک واحد توربين 600 کيلو وات را نسبت به سرعت باد نشان مي دهد.
    براي مثال براي سرعت باد 75/6 متر بر ثانيه در ارتفاع نصب هاب ( hub ) توربين ، رقمي حدود 5/1 ميليون کيلو وات ساعت انرژي در سال ـ به شرط بادخيزي سايت ـ حاصل مي شود. انرژي خروجي سالانه بر حسب مکعب سرعت باد به شدت متغير است. نمودار 2 به ازاي سه مقدار متفاوت ثابت k ( ضريب شکل shape factor ) رسم شده است و ما در توضيحات بعدي بر اساس k=2 بحثمان را ادامه خواهيم داد.



    5 ـ ضريب دسترسي
    (The availability factor ) :
    معمولا فرض بر آن است که يک توربين بادي در هر لحظه در دسترس و قابل بهره برداري است . اما در عمل توربين هاي بادي براي اين که عملکردشان مطمئن باقي بماند ، هر 6 ماه به يک سرويس و معاينه فني نياز دارند. عوامل
    غير مترقبه اي چون صاعقه مي تواند موجب از کارافتادن يک توربين شود . آمارهاي جامع نشان مي دهد که بهترين سازندگان توربين متفقاً به فاکتور دسترسي بيش از 98% دست مي يابند، به اين معنا که دستگاه در 98 درصد زمان ها قابل بهره برداري است و تا زماني که توربين در حين وزش بادهاي شديد بازديد فني
    نشده است ، تاثير منفي بر کل قدرت خروجي کمتر از 2 درصد است. چنين درصد اطمينان بالايي در قياس با ساير روش هاي توليد الکتريسيته ، بسيار ممتاز است. لذا در محاسبات اقتصادي ضريب دسترسي ملحوظ نمي شود چرا که تاثير ساير عوامل ( مثلا تغييرات انرژي باد ) در تخمين هزينه بيشتر است. با اين حال در حين خريد يک توربين بادي ، بهتر است سوابق کاري و قابليت سرويس دهي سازنده مورد مطالعه دقيق قرار گيرد.

    6 ـ اقتصاد انرژي باد :
    همان طور که در صفحات قبل بحث شد ، ميزان الکتريسيته سالانه توليدي ، به طور مشخص بستگي به ميزان محتواي باد موجود در سايت دارد. بنابراين براي انرژي باد قيمت واحدي وجود ندارد، اما يک طيف از کميت ها به سرعت باد بستگي دارد. نمودار زير که براي يک توربين 600kw نمادين دانمارکي رسم شده است، نشان مي دهد چگونه قيمت برق با ميزان توليد سالانه تغيير مي کند.
    نتيجه :
    اگر توليد انرژي سالانه را دوبرابر
    بالا ببريم، نصف قيمت هر کيلووات ساعت را خواهيم پرداخت. پس اگر براي مثال نرخ واقعي بهره سالانه 6 درصد باشد ،
    قيمت ها بطور متوسط 5/7 درصد بيشتر از آنچه در نمودار نشان داده شده ، خواهد بود.

    7 ـ تحليل اقتصادي انرژي توليدي يک توربين
    مجدداً همان توربين 600kw را در نظر مي گيريم و فرض مي کنيم استفاده 20 ساله از آن مدنظر باشد :
    ـ ميزان سرمايه گذاري ( شامل هزينه نصب ) : 585000USD
    ـ هزينه راه اندازي و نگهداري : 6750 USD/Year
    ـ نرخ بهره واقعي : 5%
    انرژي سالانه خروجي توربين با استفاده از توزيع رايلي ( Rayleigh ) ( ضريب شکل برابر 2 ) و از طريق برنامه محاسب چگالي قدرت بدست مي آيد.
    ملاحظه مي شود چنانچه کلاس زبري ( Roughness Class ) بين 1 الي 2 فرض شود ، سرعت باد در ارتقاع هاب ( hub ) 50 متر تا حدود 28 الي 35 درصد بالاتر از ارتفاع هاب ده متر ( ارتفاع معمول جهت انجام مطالعات هواشناسي ) خواهد بود. براي درک اين موضوع اگر به محور افقي رسم شده زير محور افقي اصلي در نمودار (4 ) توجه کنيم مشاهده خواهد شد که چگونه سرعت باد در ارتفاع ده متر و کلاس زبري 1 ، معادل خواهد بود با 8m/s در ارتفاع هاب 50 متر.

    1ـ7 ) موارد کليدي در تحليل هزينه انرژي باد :
    از آنجا که بررسي کليه موارد موثر در تحليل هزينه انرژي باد از حوصله اين بحث خارج است، تنها موارد کليدي خلاصه وار اشاره مي شود :
    1ـ1ـ7 ) هزينه هاي توليد انرژي از باد شامل موارد زير است :
    1) استهلاک اقتصادي سرمايه گذاري
    2) بهره سرمايه به کار گرفته شده
    3) هزينه بهره برداري و نگهداري

    2ـ 1ـ7) قيمت و هزينه دو مقوله کاملا متفاوت هستند که نبايد يکسان انگاشته شوند.
    3ـ1ـ7) قيمت توربين از تقسيم عايدي فعاليت (Turn over ) سازنده توربين بر حجم توليد ، بدست نمي آيد.
    4ـ1ـ7) توليد و هزينه با قيمت بستگي مستقيم دارند ولي رابطه معکوس برقرار نمي کنند.
    5ـ1ـ7) طيف تغييرات هزينه هاي نصب :
    هزينه توليد انرژي ، به اين دليل که هزينه نصب بالاست ، لزوماً بالا نخواهد بود.عکس قضيه به اين ترتيب تعريف
    مي شود که ما زماني مايل هستيم هزينه بالاي نصب را متحمل شويم ، که منابع باد خوبي ( و در نتيجه قيمت توليد پاييني ) در يک منطقه دور افتاده در دسترس داشته باشيم.

    نتيجه :
    استفاده از ميانگين هزينه هاي نصب ، تا زماني که مناطقي با زبري ، شرايط باد و قيمت برق تحويلي يکسان به شبکه ( بر حسب واحد کيلو وات ساعت ) و يا مسافت يکسان تا شبکه مدنظر نباشد ، بيهوده است.

    6ـ1ـ7) اطلاعات آماري يک منطقه نمي تواند مبناي محاسبات هزينه براي منطقه ديگر باشد.
    قيمت استفاده از انرژي باد در آلمان بالا است. در صورتي که در انگلستان به دليل هزينه پايين برق ، قيمت انرژي باد نيز کم است، البته در اين کشور توربين هاي بادي نصب شده بسيار کمي را خواهيم ديد ، چرا که سايت هاي با محتواي باد زياد نادر هستند و ما قادر نخواهيم بود سايتي را که مقرون به صرفه باشد پيدا کنيم.

    7ـ1ـ7) قيمت به ازاي واحد قدرت نامي بر حسب KW ، مشخصه نامناسبي براي سرمايه گذاري روي انرژي باد است، قيمت به ازاي واحد متر مربع منطقه تحت پوشش روتور ، مشخصه مناسب تري را به دست مي دهد :
    از آنجا که اين مورد مهمترين عامل درتحليل هزينه انرژي باد است ، براي درک بهتر موضوع مثال زير را ارائه
    مي دهيم :
    انرژي توليدي سالانه دو توربين . که هر دو متعلق به يک سازنده هستند را مورد مقايسه قرار مي دهيم :
    محاسبات نشان مي دهد که توليد انرژي سالانه توربين دوم دقيقا 2/45% بزرگتر از اولي است. حال اگر فرض کنيم قيمت توربين دوم 33% بالاتر از اولي باشد، به نتايج متفاوت تري خواهيم رسيد :
    1) قيمت به ازاي يک کيلو وات قدرت نامي 21% افزايش مي يابد.
    2) قيمت به ازاي يک متر مربع از منطقه تحت پوشش روتور 4/8 % کاهش مي يابد .
    3) قيمت به ازاي يک کيلو وات ساعت انرژي 4/8 % کاهش مي يابد.
    توربين هاي بادي امروزي بيشتر با سيستم کنترل زاويه پرده ساخته مي شوند تا سيستم کنترل استال ( Stall Control ) . اين بدان معناست که تغيير ساير ژنراتور در ارتباط با سايز روتور ، مي تواند با آزادي بيشتري صورت بگيرد. عموما ، تمايل به استفاده از روتور با منطقه تحت پوشش بزرگتر به ازاي يک سايز مشخص ژنراتور ، وجود دارد. در نتيجه وقتي قيمت به ازاي يک کيلو وات قدرت نصب شده را براي توربين هاي قديمي با توربين هاي جديد مقايسه مي کنيم ـ تا هزينه ها را بر آورد کنيم ـ رقم حاصل کاملا اغراق آميز خواهد بود. پس معيار مناسب جهت سنجش قيمت ، بهاي واحد مترمربع منطقه تحت پوشش روتور و نه قيمت به ازاي يک کيلو وات قدرت ( نامي ) نصب شده است.

    8ـ1ـ7) ضريب ظرفيت
    ( Capacity Factor ) :
    اين ضريب براي يک فرآيند توليد انرژي سالانه بخش بر بيشينه توليد انرژي نظري ( تئوريکال ) در شرايطي که ژنراتور در طول سال با قدرت نامي کار کرده باشد. در تحليل نهايي آنچه به شمار مي آيد ، قيمت به ازاي هر کيلو وات ساعت انرژي توليدي است و نه ضريب توانايي.

    8) اقتصاد انرژي باد در مناطق
    فرا ساحلي :
    1ـ8) تازه ترين گزارش هاي دانمارک در مورد انرژي باد در مناطق فراساحلي ( انرژي باد ساحلي ) :
    در سال 1997 کمپانيهاي دانمارکي فعال در زمينه قدرت و آژانس انرژي دانمارک ، طرحهايي را براي سرمايه گذاري کلان روي انرژي باد در مناطق فراساحلي اين کشور نهايي کردند. اين طرحها شامل نصب و احداث 4100 مگاوات نيروگاه بادي در مناطق فراساحلي تا سال 2030 هستند. يعني 50 درصد از مصرف برق دانمارک 31Twh/year. توسط باد ساحل تامين خواهد شد.
    دليل اصلي اقتصادي شدن پروژه هاي انرژي باد ساحلي اين است که هزينه فونداسيون ها بطور چشمگيري کاهش پيدا کرده است. کل سرمايه مورد نياز جهت نصب يک مگاوات نيروگاه بادي ـ ساحلي در دانمارک، به طور تقريبي حدود 7/1 ميليون دلار آمريکا(معادل 12 ميليون DKK يا 4 ميليون DEM است.)
    (با در نظر گرفتن هزينه اتصال به شبکه و مانند آن ) .
    از آنجا که اساسا باد بيشتري در دريا نسبت به خشکي وجود دارد ، ما به ميانگين هزينه برقي حدود ……….. ( معادل ………… ) دست مي يابيم. ( اگر نرخ استهلاک واقعي 5% و عمر طراحي شده پروژه 20سال باشد ، در هزينه بهره برداري و نگهداري خواهيم داشت :………………………………… )
    به دليل اغتشاشات کمتر ، توربين ها در دريا مي توانند عمر فني طولاني تري داشته باشند . اگر طول عمر پروژه را به جاي 20 ، مثلا 25 سال فرض کنيم ، اين عامل موجب کاهش 9 درصدي در
    هزينه ها مي شود. ( در حدود …………. ) .
    ميزان تاثير پذيري هزينه از طول عمر پروژه در نمودار نمايش داده شده است .
    به نظر مي رسد شرکت هاي برق دانمارک با نگاهي به طول عمر پروژه 50 سال سعي کنند پروژه هايشان را بهينه کنند. اين مسئله از آنجا نتيجه مي شود که سازندگان فونداسيون ها ، برج ها ، محفظه ناسل و شفت اصلي توربين طرحهايشان را براي استفاده در طول عمر 50 سال ارائه
    مي دهند.
    اگر عمر توربين را 50 سال در نظر بگيريم و يک بازديد فني ( بازسازي فني ) پس از 25 سال با هزينه اي حدود 25 درصد از سرمايه گذاري اصلي ( اين مقدار صرفاً يک مثال عددي است ) به آن اضافه کنيم ، هزينه الکتريسته ………. بدست مي آيد که مشابه ميانگين اماکن فراساحلي در دانمارک است.

    2ـ8) طيف مشاغل در صنعت باد
    1ـ2ـ8) 30000 شغل در سرتاسر جهان در 1995 :
    صنعت باد در سال 1995 حدود 30000 نفر را در سرتاسر جهان به کار گرفت . اين آمار بر اساس مطالعات موسسه صنعت باد دانمارک است که در سال 95 منتشر گرديد. مطالعه شامل مشاغل مستقيم و غير مستقيم بوده است . منظور از مشاغل غير مستقيم ، افرادي هستند که قطعات ساخته شده براي توربين بادي را به کار گرفته اند و نيز کساني که در سرتاسر جهان در زمينه نصب توربين هاي بادي فعال بوده اند.

    2ـ2ـ8) 9000 شغل در دانمارک :
    صنعت باد در دانمارک حدود 8500 نفر را در سال 95 به کار گرفت. شايد جالب باشد که بدانيم اين افراد چطور در بين مشاغل مختلف تقسيم شده بودند :
    در حقيقت توليد توربين بادي 50 درصد مشاغل آزاد ايجاد مي کند، بويژه که سازندگان دانمارکي بسياري از قطعات را مانند گيربکس ، ژنراتور ، هاب و مانند آن را از طريق قطار ، هواپيما و امثال آن دريافت مي کنند. افزون بر اين ، تعدادي از مشاغل نيز هنگام اجرا و نصب توربين هاي بادي در مناطق برون مرزي شکل مي گيرد.

    9) نتيجه گيري :
    باد يک انرژي پاکيزه و رايگان است که استفاده از آن چه از لحاظ اقتصادي و چه زيست محيطي مقرون به صرفه است. همان گونه که در اين مقاله اشاره شد، کشور دانمارک با استفاده از کليه امکانات موجود در حال بهره برداري روز افزون از انرژي باد است و طبق آخرين گزارش قصد دارد تا سال 2030 ميزان توليد انرژي نيروگاههاي بادي خود را به صد در صد برسانند . چنين روندي در اکثر کشورهاي پيشرفته امروزي مشاهده مي شود و خوشبختانه در کشور ما نيز اندک زماني است که مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به منابع باد غني و نيز مناطق بادخيز و مستعد همچون کوه ، دشت و دريا در کشورمان شايسته است مسئولين امر با برنامه ريزيهاي مناسب زمينه را براي استفاده هر چه بيشتر از اين منابع خدادادي فراهم کنند.



  • کابل

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 25/3/1385:: 11:50 عصر


     کابل هاي فشار ضعيف و متوسط     
         بيش از 90% کابلهاي جريان زياد داراي عايقي از کاغذ آغشته به روغن مي باشند .
        بدين معني که سيمها با نوارهاي کاغذي باند پيچي شده و سپس به نوعي از روغن معدني غليظ اغشته مي شوند.
         چنين کابلي را که ما در اين کتاب " کابل کم روغن " 1 مي ناميم از 1 تا 60 هزار ولت ساخت و نرم شده اند
          2 . سيم کابل از مس المينيوم است و مي تواند يک لا يا چند لا ( طنابي ) باشد .سيم هاي چندلا نرم تراست وقابليت انحناي آن نيزنسبت به کابل باسيم يک لابيشتراست.
    سيم هاي طنابي به مقطع گردوبخصوص درکابل  هاي سه سيمه وچهارسيمه از 1تا 10 هزارولت بشکل سکتوروبيضي نيزساخته مي شوند.
    کاغذ بصورت نوارباريک به ضخامت 1/0تا 15/0 ميليمتر به شکل مارپيچي روي سيم پيچيده مي شود پيچيده مي شود وقبل ازاينکه کاغذآغشته به روغن شود ، سيم عايق شده رادرخلاء وحرارت زيادبا دقت خشک مي کنند ودرهمين حالت سيم عايق شده ازداخل منبع روغن بادرجه حرارت   C 120-110 عبورداده مي شود. درنتيجه روغن که دراين درجه حرارت بسيار سيال است درداخل کاغذنفوذکرده وتمام خلل وفرج کاغذراپرمي کند .
    دردرجه حرارت معمولي روغن کابل تقريبا سفت است ونمي تواند درداخل کابل مثلا بعلت پستي وبلندي مسير کابل جريان پيداکند. براي جلوگيري ازنفوذ رطوبت بداخل کابل ،سيم عايق شده بايک غلاف فلزي پوشانده مي شود وبه همين جهت دوانتهاي کابل نيز باسرکابل مخصوصي مقدارکمي آنتيمون وروي مخلوط دارد. اين اضافات باعث مي شوندکه سرب قدري سخت ترشده وپايداري واستقامت آن درمقابل خورندگي وکروزيون بيشترشود.دربعضي از کابل ها بجاي سرب از غلاف آلومينيومي بدون درز استفاده مي شود. مشکل ساختماني اين نوع کابل دردرجه حرارت زياد ذوب آلومينيوم است .
    کابل هاي باغلاف آلومينيومي بخوبي کابل هاي سربي خم نمي شوندوانعطاف پذيرنيستند ولي درعوض به مراتب سبکترازکابل هاي سربي هستند. غلاف آلومينيومي بايددرمقابل کروزيون وخورندگي بخوبي حفاظت شود. اين موضوع براي غلاف سربي نيز نيزصادق است، مگراينکه کابل درمکان کاملا خشک (لوله هاي بتوني خشک) ويادرداخل ساختمان کشيده شود. غلاف کابل علاوه براينکه تحت تأثيرعوامل شيميايي قرارمي گيرد، به علت جريان هائي که اززمين عبورمي کند ،تحت تأثيرعوامل الکتروليتي نيزواقع مي شوند.لذا بايدکابل از نظرالکتريکي نيزعايق باشد به همين جهت غلاف سربي توسط کاغذ قير اندودشده بانداژ مي شودوروي آن راباموادي شبيه قيروگوني مي پوشانند.
    کابلهائي که به طورآزاد درزيرزمين کشيده مي شوند همگي تحت تأثيرنيروي مکانيکي سطحي نيز قرارمي گيرندکه باعث فرورفتگي هائي درکابل استقامت الکتريکي کابل در اين نقاط تنزل مي کند . لذا اينگونه کابلها که بايد فشارهاي خارجي را نيز تحمل کنند شامل زرهي از تسمه هاي فولا دي مي شود و بهمين جهت بنام کابلهاي زرهي معروف هستند زره فولادي نيز براي جلوگيري از زنگ زدگي و خورندگي با قشري ازقيروگوني ويا مواد مصنوعي p   v c پوشانده مي شود کابلهايي که تحت کشش زياد نيز قرار ميگيرند 0(مثل کابل هايي که در معادن زيرزميني به کار برده مي شوند و يا کابل هايي که از رودخانه و يا درياچه ميگذرند )بازره فولادي از تسمه هاي.باريک –مفتول هاي گرد و يا پروفيل پوشانده مي شوند .شکل 1 مقطع يک کابل سه فاز را باسيم گرد و سيم سکتوري نشان مي دهد .
     


    سه رشته سيم پس از عايق شدن در ضمن اينکه اطراف خالي ان با الياف کنفي يا پنبهاي پر مي شود بصورت طناب بهم پيچيده مي شود و مقطع دايره اي شکل پيدا مي کند . براي جلوگيري از باز شدن وريختن اليافها ودر ضمن آماده کردن کابل دور آن را با چند لا نوار کاغذ بصورت کمربند باند پيچي مي کند و بخاطر همين باند کاغذي کمربندي اين نوع کابل بنام"کابل کمربندي"معروف است.
    کابل هاي کمربندي با رشته سيم هاي سکتوري داراي قطر کمتري نسبت به کابل هاي با رشته سيم دايره اي شکل هستند بهمين جهت سبکتر و قابليت انحناي انها نيز بيشتر است.ولي به خاطر اينکه حوزه الکتريکي اطراف ان غيريکنواخت است نمي توان در اختلاف سطح هاي زياد نيز از ان استفاده کرد و بهمين جهت فقط در کابلهاي تاولتاژ KV10 از مقطع سکتوري استفاده ميشود .
    در گذشته که هنوز کابل هاي با عايق مصنوعي (PVC)رواج پيدا نکرده بود از کابلهاي کمر بندي چها رسيمه براي توز يع برق شهري با اختلاف سطح 220-380 ولت نيز استفاده مي شد.
    شکل 2 چنين کابلي را در مقطع نشان مي دهد .





     
    در ضمن بهتر است از غلاف الومينيومي کابلها به عنوان سيم چهارم يا سيم صفر بخصو ص در شبکهاي شهري که هميشه از سيم صفر جريان مي گذرد استفاده نشود زيرا مشخص نيست که ارتباط غلاف با موف هاي موجود در مسير کابل به  نحو کاملا"مطمِِئني انجام گرفته شده باشد .شکل 3 طرز تقسيم حوزه الکتريکي کابل کمر بندي را در لحظه اي که ولتاژ سيم Tصفر است و ولتاژ R,وSبرابر مختلف الجهت  هستند نشان مي دهد .
    چنان چه ديده مي شود حوزه الکتريکي سيمها اولا" از عايق اصلي سيمها خارج شدهو تا غلاف سربي ادامه پيدا مي کند . لذا مواد پر کننده کابل که از استقامت الکتريکي خوبي بر خوردار نيستند نيز تحت تاثير فشار الکتريکي قرار ميگيرند .
    بخصوصي منطقه ما بين سيمها که در شکل با Zمشخص شده است و نمي تواند از مواد عايق خوب پر شود داراي شدت حوزه بسيار قوي مي باشد
    در ثاني خطوط حوزه در عايق کاغذي سيمها نيز از حالت شعاعي که عمود بر سطح ورقهاي کاغذ است خارج شده ودر بعضي از قسمتها حتي اين خطوط مماس بر سطح کاغذ عبور مي کند ودر قسمتهاي ديگر نيز داراي يک مولفه در سطح کاغذ خواهند بود.در نتيجه تفاوت پتانسيل در سطح لايه کاغذها نيز پيدا مي شود وچون استقامت الکتريکي در سطح کاغذ به مراتب کمتر از استقامت الکتنريکي ضخامت کاغذ است در نتيجه بين لايها ودر منطقه Zاين کابل در فشارهاي زياد تخلهء الکتريکي که مقدمهء جرقه زدن وسوختن کابل است ايجاد مي شود.
    بدين جهت کابل کمربندي را نمي توان براي فشار هاي زياد ساخت ودر نتيجه ساختمان اين کابلها به فشارماکسيموم تا KV20محدود مي شود.در سال 1913 باآشنايئ به شدت حوزه در کابل کمربندي و استقامت الکتريکي کاغذ در سطح و در عمق شخصي به نام هو خست پيشنهاد کرد که هر يک از رشته سيمها پس از عايق شدن با ورقهء نازک فلزي پوشانده شود و سپس غلاف سربي به طريقي رويه سه کلاف کشيده شود که با ورقهاي نازک فلزي در تماس باشد.
    بابه کار بستن اين پيشنهاد کاغذهاي اطراف رشته سيمها فقط تحت تاثير حوزه هاي شعاعي يعني عمودبرسطوح کاغذ قرارمي گيرند ومؤلفه هاي سطحي ازبين مي رود ، درضمن تمام موادپرکننده اطراف سيم هاي کابل بخصوص درمنطقه Z فاقدحوزه الکتريکي مي شود وديگراحتياج نيست باعايق خوب وباارزش پرشود.
      پيشنهاد هوخسنت باعث پيشرفت سريع صنعت کابل سازي وساختن کابل هاي فشارقوي شد. کابل هايي که به اين طريق ساخته مي شوند کابل H معروفند.
      شکل زيرشدت حوزه رادريک کابل سه فاز ويک کابل H نشان مي دهد بعدها بخاطراينکه کابل هاي ضخيم باداشتن يک غلاف سربي داراي قابليت انحناي بسيارکم است و






    فرم دادن وخم کردن آن مشکل است ، لذا کابل هائي باسه غلاف سربي ساخته شدوبنام «کابل سه غلافه»معروف گرديد.شکل بعد يک چنين کابلي رادرمقطع نشان مي دهد . کابل سه غلافه تاولتاژ 60هزارولت ساخته مي شود .درکابل سه غلافه نيز بخصوص درولتاژهاي بالا ازکاغذ متاليزه H استفاده مي شود. دراينجا وظيفه کاغذH ارتباط برقرارکردن بين کاغذ H وغلاف سربي است .درموقعي که درجه حرارت کابل دراثرزياد بالا مي رود، حجم روغن داخل کابل زيادشده وبطور راديال (شعاعي) به غلاف سربي فشاروارد مي سازدوباعث انبساط آن مي شود. درموقع کم باري وسردشدن کابل حجم روغن کم شده ومجددا بطرف داخل فشرده مي شود. ولي چون غلاف سربي نمي تواند مجددا جمع شود ، بين عايق کابل درصورتيکه فاقد کاغذ H باشد وغلاف سربي فاصله هوائي (جدائي) بوجودمي آيد که به علت
     
    نداشتن استقامت الکتريکي کافي باعث تخليه الکتريکي درزيرپوشش غلاف سربي مي شود،درصورتيکه ورقه نازک H بعلت تماس باغلاف سربي ، باآن هم پتانسيل است وفاصله هوائي کوچکي که دراثرانبساط وانقباض روغن بدست مي آيد، نمي تواندباعث تخليه الکتريکي درآن مکان که فاقداختلاف پتانسيل گردد.





       براي تعييين ضخامت عايق کابل کم روغن ، شدت حوزه دراطراف سيم KV/mm 5-2 درنظرگرفته مي شود. درصورتيکه استقامت الکتريکي حقيقي چنين کابلي درموقعي که ازآن بارگرفته مي شود درحدود KV/mm 16 است ودرموقعي که کابل را تادرجه حرارتي گرم کنيم که درموقع بارنامي گرم شود، استقامت الکتريکي آن تغييرمحسوسي نمي کندوحتي چندين بارگرم وسردکردن متوالي کابل ،تأثيري روي استقامت الکتريکي کابل نمي گذاردبطوري که اگرشدت حوزه الکتريکي KV/mm5-2 انتخاب شود ، مي توان گفت که کابل باضريب اطميناني معادل با 5-3 کارمي کند ،شکل 6 استقامت الکتريکي کابل درزمان کوتاه مدت خيلي زيادودرحدود KV/mm60-50است که به تدريج باازديادزمان اثراختلاف سطح،اين استقامت کم شده ودرحدود 100-50 ساعت به مقدار ثابت وپايدارKV/mm 116مي رسد.لذامي توان گفت که استقامت کم شده ومي توان گفت که استقامت دائمي کابل کم روغن  KV/mm 16 ثابت است.



  • اکتيويته زمين

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 24/3/1385:: 1:53 صبح




    اولين اندازه گيري راديو اکتيويته هسته زمين





    براي اولين بار راديواکتيويته زمين اندازه گيري شد. اين اندازه گيري ها به زمين شناسان کمک خواهد کرد تا بفهمند واپاشي هسته اي به چه ميزان عامل گرماي زياد زمين است.

    گرماي خروجي از زمين باعث ميشود که آهن مذاب به قسمت هاي خارجي تر رانده شود و موجب افزايش ميدان مغناطيسي زمين بشود. سوال اصلي اين است که اين حرارت دقيقا از کجا ميآيد. اندازه گيري هاي گراديان حرارت از صخره هاي معادن به تخميني در حدود 30 تا 44 تراوات گرماي توليدي اين سياره منتهي شده است.

    قسمتي از اين گرما توسط عناصر راديواکتيو توليد ميشود. زمين شناسان با مطالعه سنگ هاي آسماني قديي مقدار اورانيوم و توريم (thorium) را تخمين زده و محاسبه کرده اند که 19 تراوات گرما از راديواکتيويته بوجود ميآيد.

    بيل مک دانو (Bill McDonough ) زمين شناس دانشگاه ميريلند (Maryland ) ميگويد: " تا کنون چيز دقيقي در مورد مقدار اورانيوم داخل اين سياره نميدانيم. نامعلومات بنيادي هستند". يک راه براي کم کردن اين نامعلومي ها وجود دارد و آن پيداکردن آنتي نوترينو ها (antineutrinos) است. اين ذرات معادل ضد ماده اي ذرات بي بار و تقريبا بر جرم نوترينو هستند و وقتي اورانيوم يا توريم تبديل به سرب ميشوند بوجود ميآيند. اگرکه آنتي نوترينو هاي زيادي از زمين در حال توليد هستند بايد بشود آنها را آشکار سازي کرد چونکه تقريبا از همه مواد عبور ميکنند.

    اکنون در کاميوکاي ژاپن (Kamioka, Japan) يک آشکارساز آنتي نوترينو به نام KamLAND توانسته اين آنتي نوترينو ها را بشمارد. تيمي از دانشمندان بين المللي با آناليز داده ها ي اين آشکارساز فهميدند که 16.2 ميليون آنتي نوترينو بر سانتيمترمربع بر زمان از هسته زمين بيرون ميآيد. آنها محاسبه کردند که فعاليت هاي هسته اي بوجود آورنده اين ذرات ميتوانند تا 60 تراوات گرما توليد کنند اما معمولا حدود 24 تراوات است. جان ليرند (John Learned) از دانشگاه هاوايي (Hawaii in Manoa) ميگويد :" ما براي اولين بار اندازه گيري راديو اکتيويته کل زمين را انجام داده ايم. "


    با آشکارسازي آنتي نوترينو هاي بيشتر در طول زمان ، KamLAND قادر خواهد بود يکبار براي هميشه تعيين کند که آيا راديواکتيويته مسئول اصلي گرمايش زمين است يا منابع ديگري مثل جامد شدن آهن و نيکل مايع در بيرون هسته .

    آنتي نوترينو ها ميتوانند ساختار ترکيبي پوسته و جبه زمين را مشخص کنند و از اين طريق سرنخ هايي به دست زمين شناس دهند که چگونه و چه موقع تشکيل شده اند. اما براي انجام اين کار ، آنها بايد بفهمند که آنتي نوترينو ها دقيقا از کجا ميآيند و خود اين هم مجموعه اي از آشکارساز هاي را ميطلبد.

    جان ليرند ميگويد " ما به سوي توموگرافي (tomography) کل زمين پيش ميرويم و هنوز در اولين گام ها هستيم.

    برگرفته از سي پي اچ تئوري




  • نيروگاه اتمي

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 22/3/1385:: 1:26 صبح
    ساختار نيروگاه اتمي




    ساختار نيروگاه هاي اتمي جهان



     



    برحسب نظريه اتمي عنصر عبارت است از يک جسم خالص ساده که با روش هاي شيميايي نمي توان آن را تفکيک کرد. از ترکيب عناصر با يکديگر اجسام مرکب به وجود مي آيند. تعداد عناصر شناخته شده در طبيعت حدود ۹۲ عنصر است.

    هيدروژن اولين و ساده ترين عنصر و پس از آن هليم، کربن، ازت، اکسيژن و... فلزات روي، مس، آهن، نيکل و... و بالاخره آخرين عنصر طبيعي به شماره ۹۲، عنصر اورانيوم است. بشر توانسته است به طور مصنوعي و به کمک واکنش هاي هسته اي در راکتورهاي اتمي و يا به کمک شتاب دهنده هاي قوي بيش از ۲۰ عنصر ديگر بسازد که تمام آن ها ناپايدارند و عمر کوتاه دارند و به سرعت با انتشار پرتوهايي تخريب مي شوند. اتم هاي يک عنصر از اجتماع ذرات بنيادي به نام پرتون، نوترون و الکترون تشکيل يافته اند. پروتون بار مثبت و الکترون بار منفي و نوترون فاقد بار است.

    تعداد پروتون ها نام و محل قرار گرفتن عنصر را در جدول تناوبي (جدول مندليف) مشخص مي کند. اتم هيدروژن يک پروتون دارد و در خانه شماره ۱ جدول و اتم هليم در خانه شماره ۲، اتم سديم در خانه شماره ۱۱ و... و اتم اورانيوم در خانه شماره ۹۲ قرار دارد. يعني داراي ۹۲ پروتون است.

    ايزوتوپ هاي اورانيوم

    تعداد نوترون ها در اتم هاي مختلف يک عنصر همواره يکسان نيست که براي مشخص کردن آنها از کلمه ايزوتوپ استفاده مي شود. بنابراين اتم هاي مختلف يک عنصر را ايزوتوپ مي گويند. مثلاً عنصر هيدروژن سه ايزوتوپ دارد: هيدروژن معمولي که فقط يک پروتون دارد و فاقد نوترون است. هيدروژن سنگين يک پروتون و يک نوترون دارد که به آن دوتريم گويند و نهايتاً تريتيم که از دو نوترون و يک پروتون تشکيل شده و ناپايدار است و طي زمان تجزيه مي شود.

    ايزوتوپ سنگين هيدروژن يعني دوتريم در نيروگاه هاي اتمي کاربرد دارد و از الکتروليز آب به دست مي آيد. در جنگ دوم جهاني آلماني ها براي ساختن نيروگاه اتمي و تهيه بمب اتمي در سوئد و نروژ مقادير بسيار زيادي آب سنگين تهيه کرده بودند که انگليسي ها متوجه منظور آلماني ها شده و مخازن و دستگاه هاي الکتروليز آنها را نابود کردند.

    غالب عناصر ايزوتوپ دارند از آن جمله عنصر اورانيوم، چهار ايزوتوپ دارد که فقط دو ايزوتوپ آن به علت داشتن نيمه عمر نسبتاً بالا در طبيعت و در سنگ معدن يافت مي شوند. اين دو ايزوتوپ عبارتند از اورانيوم ۲۳۵ و اورانيوم ۲۳۸ که در هر دو ۹۲ پروتون وجود دارد ولي اولي ۱۴۳ و دومي ۱۴۶ نوترون دارد. اختلاف اين دو فقط وجود ۳ نوترون اضافي در ايزوتوپ سنگين است ولي از نظر خواص شيميايي اين دو ايزوتوپ کاملاً يکسان هستند و براي جداسازي آنها از يکديگر حتماً بايد از خواص فيزيکي آنها يعني اختلاف جرم ايزوتوپ ها استفاده کرد. ايزوتوپ اورانيوم ۲۳۵ شکست پذير است و در نيروگاه هاي اتمي از اين خاصيت استفاده مي شود و حرارت ايجاد شده در اثر اين شکست را تبديل به انرژي الکتريکي مي نمايند. در واقع ورود يک نوترون به درون هسته اين اتم سبب شکست آن شده و به ازاي هر اتم شکسته شده ۲۰۰ ميليون الکترون ولت انرژي و دو تکه شکست و تعدادي نوترون حاصل مي شود که مي توانند اتم هاي ديگر را بشکنند. بنابراين در برخي از نيروگاه ها ترجيح مي دهند تا حدي اين ايزوتوپ را در مخلوط طبيعي دو ايزوتوپ غني کنند و بدين ترتيب مسئله غني سازي اورانيوم مطرح مي شود.

    ساختار نيروگاه اتمي

    به طور خلاصه چگونگي کارکرد نيروگاه هاي اتمي را بيان کرده و ساختمان دروني آنها را مورد بررسي قرار مي دهيم.

    طي سال هاي گذشته اغلب کشورها به استفاده از اين نوع انرژي هسته اي تمايل داشتند و حتي دولت ايران ۱۵ نيروگاه اتمي به کشورهاي آمريکا، فرانسه و آلمان سفارش داده بود. ولي خوشبختانه بعد از وقوع دو حادثه مهم تري ميل آيلند (Three Mile Island) در ۲۸ مارس ۱۹۷۹ و فاجعه چرنوبيل (Tchernobyl) در روسيه در ۲۶ آوريل ۱۹۸۶، نظر افکار عمومي نسبت به کاربرد اتم براي توليد انرژي تغيير کرد و ترس و وحشت از جنگ اتمي و به خصوص امکان تهيه بمب اتمي در جهان سوم، کشورهاي غربي را موقتاً مجبور به تجديدنظر در برنامه هاي اتمي خود کرد.

    نيروگاه اتمي در واقع يک بمب اتمي است که به کمک ميله هاي مهارکننده و خروج دماي دروني به وسيله مواد خنک کننده مثل آب و گاز، تحت کنترل درآمده است. اگر روزي اين ميله ها و يا پمپ هاي انتقال دهنده مواد خنک کننده وظيفه خود را درست انجام ندهند، سوانح متعددي به وجود مي آيد و حتي ممکن است نيروگاه نيز منفجر شود، مانند فاجعه نيروگاه چرنوبيل شوروي. يک نيروگاه اتمي متشکل از مواد مختلفي است که همه آنها نقش اساسي و مهم در تعادل و ادامه حيات آن را دارند. اين مواد عبارت اند از:

    1-
    ماده سوخت متشکل از اورانيوم طبيعي، اورانيوم غني شده، اورانيوم و پلوتونيم است.

    عمل سوختن اورانيوم در داخل نيروگاه اتمي متفاوت از سوختن زغال يا هر نوع سوخت فسيلي ديگر است. در اين پديده با ورود يک نوترون کم انرژي به داخل هسته ايزوتوپ اورانيوم ۲۳۵ عمل شکست انجام مي گيرد و انرژي فراواني توليد مي کند. بعد از ورود نوترون به درون هسته اتم، ناپايداري در هسته به وجود آمده و بعد از لحظه بسيار کوتاهي هسته اتم شکسته شده و تبديل به دوتکه شکست و تعدادي نوترون مي شود. تعداد متوسط نوترون ها به ازاي هر ۱۰۰ اتم شکسته شده ۲۴۷ عدد است و اين نوترون ها اتم هاي ديگر را مي شکنند و اگر کنترلي در مهار کردن تعداد آنها نباشد واکنش شکست در داخل توده اورانيوم به صورت زنجيره اي انجام مي شود که در زماني بسيار کوتاه منجر به انفجار شديدي خواهد شد.

    در واقع ورود نوترون به درون هسته اتم اورانيوم و شکسته شدن آن توام با انتشار انرژي معادل با ۲۰۰ ميليون الکترون ولت است اين مقدار انرژي در سطح اتمي بسيار ناچيز ولي در مورد يک گرم از اورانيوم در حدود صدها هزار مگاوات است. که اگر به صورت زنجيره اي انجام شود، در کمتر از هزارم ثانيه مشابه بمب اتمي عمل خواهد کرد.
    اما اگر تعداد شکست ها را در توده اورانيوم و طي زمان محدود کرده به نحوي که به ازاي هر شکست، اتم بعدي شکست حاصل کند شرايط يک نيروگاه اتمي به وجود مي آيد. به عنوان مثال نيروگاهي که داراي ۱۰ تن اورانيوم طبيعي است قدرتي معادل با ۱۰۰ مگاوات خواهد داشت و به طور متوسط ۱۰۵ گرم اورانيوم ۲۳۵ در روز در اين نيروگاه شکسته مي شود و همان طور که قبلاً گفته شد در اثر جذب نوترون به وسيله ايزوتوپ اورانيوم ۲۳۸ اورانيوم ۲۳۹ به وجود مي آمد که بعد از دو بار انتشار پرتوهاي بتا (يا الکترون) به پلوتونيم ۲۳۹ تبديل مي شود که خود مانند اورانيوم ۲۳۵ شکست پذير است. در اين عمل ۷۰ گرم پلوتونيم حاصل مي شود. ولي اگر نيروگاه سورژنراتور باشد و تعداد نوترون هاي موجود در نيروگاه زياد باشند مقدار جذب به مراتب بيشتر از اين خواهد بودو مقدار پلوتونيم هاي به وجود آمده از مقدار آنهايي که شکسته مي شوند بيشتر خواهند بود. در چنين حالتي بعد از پياده کردن ميله هاي سوخت مي توان پلوتونيم به وجود آمده را از اورانيوم و فرآورده هاي شکست را به کمک واکنش هاي شيميايي بسيار ساده جدا و به منظور تهيه بمب اتمي ذخيره کرد.

    2-
    نرم کننده ها موادي هستند که برخورد نوترون هاي حاصل از شکست با آنها الزامي است و براي کم کردن انرژي اين نوترون ها به کار مي روند. زيرا احتمال واکنش شکست پي در پي به ازاي نوترون هاي کم انرژي بيشتر مي شود. آب سنگين (D2O) يا زغال سنگ (گرافيت) به عنوان نرم کننده نوترون به کار برده مي شوند.

    3-
    ميله هاي مهارکننده: اين ميله ها از مواد جاذب نوترون درست شده اند و وجود آنها در داخل رآکتور اتمي الزامي است و مانع افزايش ناگهاني تعداد نوترون ها در قلب رآکتور مي شوند. اگر اين ميله ها کار اصلي خود را انجام ندهند، در زماني کمتر از چند هزارم ثانيه قدرت رآکتور چند برابر شده و حالت انفجاري يا ديورژانس رآکتور پيش مي آيد. اين ميله ها مي توانند از جنس عنصر کادميم و يا بور باشند.

    4-
    مواد خنک کننده يا انتقال دهنده انرژي حرارتي: اين مواد انرژي حاصل از شکست اورانيوم را به خارج از رآکتور انتقال داده و توربين هاي مولد برق را به حرکت در مي آورند و پس از خنک شدن مجدداً به داخل رآکتور برمي گردند. البته مواد در مدار بسته و محدودي عمل مي کنند و با خارج از محيط رآکتور تماسي ندارند. اين مواد مي توانند گاز CO2 ، آب، آب سنگين، هليم گازي و يا سديم مذاب باشند.


    انواع راکتور



    راکتورهاي اتمي را معمولا برحسب خنک کننده، کند کننده، نوع و درجه غناي سوخت در آن طبقه بندي مي کنند. معروفترين راکتورهاي اتمي، راکتورهايي هستند که از آب سبک به عنوان خنک کننده و کند کننده و اورانيوم غني شده(2 تا 4 درصد اورانيوم 235) به عنوان سوخت استفاده مي کنند. اين راکتورها عموما تحت عنوان راکتورهاي آب سبک(LWR ) شناخته مي شوند. راکتورهاي WWER,BWR,PWR از اين دسته اند. نوع ديگر، راکتورهايي هستند که از گاز به عنوان خنک کننده، گرافيت به عنوان کند کننده و اورانيوم طبيعي يا کم غني شده به عنوان سوخت استفاده مي کنند. اين راکتورها به گاز- گرافيت معروفند. راکتورهاي HTGR,AGR,GCR از اين نوع مي باشند. راکتور PHWR راکتوري است که از آب سنگين به عنوان کندکننده و خنک کننده و از اورانيوم طبيعي به عنوان سوخت استفاده مي کند. نوع کانادايي اين راکتور به CANDU موسوم بوده و از کارايي خوبي برخوردار مي باشد. مابقي راکتورها مثل FBR (راکتوري که از مخلوط اورانيوم و پلوتونيوم به عنوان سوخت و سديم مايع به عنوان خنک کننده استفاده کرده و فاقد کند کننده مي باشد) LWGR(راکتوري که از آب سبک به عنوان خنک کننده و از گرافيت به عنوان کند کننده استفاده مي کند) از فراواني کمتري برخوردار مي باشند. در حال حاضر، راکتورهاي PWR و پس از آن به ترتيب PHWR,WWER,BWR فراوانترين راکتورهاي قدرت در حال کار جهان مي باشند.



     به لحاظ تاريخي اولين راکتور اتمي در آمريکا بوسيله شرکت "وستينگهاوس" و به منظور استفاده در زير دريائيها ساخته شد. ساخت اين راکتور پايه اصلي و استخوان بندي تکنولوژي فعلي نيروگاههاي اتميPWR را تشکيل داد. سپس شرکت جنرال الکتريک موفق به ساخت راکتورهايي از نوع BWR گرديد. اما اولين راکتوري که اختصاصا جهت توليد برق طراحي شده، توسط شوروي و در ژوئن 1954در "آبنينسک" نزديک مسکو احداث گرديد که بيشتر جنبه نمايشي داشت، توليد الکتريسيته از راکتورهاي اتمي در مقياس صنعتي در سال 1956 در انگلستان آغاز گرديد. تا سال 1965 روند ساخت نيروگاههاي اتمي از رشد محدودي برخوردار بود اما طي دو دهه 1966 تا 1985 جهش زيادي در ساخت نيروگاههاي اتمي بوجود آمده است. اين جهش طي سالهاي 1972 تا 1976 که بطور متوسط هر سال 30 نيروگاه شروع به ساخت مي کردند بسيار زياد و قابل توجه است. يک دليل آن شوک نفتي اوايل دهه 1970 مي باشد که کشورهاي مختلف را برآن داشت تا جهت تأمين انرژي مورد نياز خود بطور زايد الوصفي به انرژي هسته اي روي آورند. پس از دوره جهش فوق يعني از سال 1986 تاکنون روند ساخت نيروگاهها به شدت کاهش يافته بطوريکه بطور متوسط ساليانه 4 راکتور اتمي شروع به ساخت مي شوند.



    کشورهاي مختلف در توليد برق هسته اي روند گوناگوني داشته اند. به عنوان مثال کشور انگلستان که تا سال 1965 پيشرو در ساخت نيروگاه اتمي بود، پس از آن تاريخ، ساخت نيروگاه اتمي در اين کشور کاهش يافت، اما برعکس در آمريکا به اوج خود رسيد. کشور آمريکا که تا اواخر دهه 1960 تنها 17 نيروگاه اتمي داشت در طول دهه هاي 1970و 1980 بيش از 90 نيروگاه اتمي ديگر ساخت. اين مسئله نشان دهنده افزايش شديد تقاضاي انرژي در آمريکاست. هزينه توليد برق هسته اي در مقايسه با توليد برق از منابع ديگر انرژي در امريکا کاملا قابل رقابت مي باشد. هم اکنون فرانسه با داشتن سهم 75 درصدي برق هسته اي از کل توليد برق خود درصدر کشورهاي جهان قرار دارد. پس از آن به ترتيب ليتواني(73درصد)، بلژيک(57درصد)، بلغارستان و اسلواکي(47درصد) و سوئد (8/46درصد) مي باشند. آمريکا نيز حدود 20 درصد از توليد برق خود را به برق هسته اي اختصاص داده است.



    گرچه ساخت نيروگاههاي هسته ای و تولید برق هسته ای در جهان از رشد انفجاری اواخر دهه 1960 تا اواسط 1980 برخوردار نیست اما کشورهای مختلف همچنان درصدد تأمین انرژی مورد نیاز خود از طریق انرژی هسته ای می باشند. طبق پیش بینی های به عمل آمده روند استفاده از برق هسته ای تا دهه های آینده همچنان روند صعودی خواهد داشت. در این زمینه، منطقه آسیا و اروپای شرقی به ترتیب مناطق اصلی جهان در ساخت نیروگاه هسته ای خواهند بود. در این راستا، ژاپن با ساخت نیروگاههای اتمی با ظرفیت بیش از 25000 مگا وات درصدر کشورها قرار دارد. پس از آن چین، کره جنوبی، قزاقستان، رومانی، هند و روسیه جای دارند. استفاده از انرژی هسته ای در کشورهای کاندا، آرژانتین، فرانسه، آلمان، آفریقای جنوبی، سوئیس و آمریکا تقریبا روند ثابتی را طی دو دهه آینده طی خواهد کرد.



     



    غنی سازی اورانيم

    سنگ معدن اورانيوم موجود در طبيعت از دو ايزوتوپ ۲۳۵ به مقدار ۷/۰ درصد و اورانيوم ۲۳۸ به مقدار ۳/۹۹ درصد تشکيل شده است. سنگ معدن را ابتدا در اسيد حل کرده و بعد از تخليص فلز، اورانيوم را به صورت ترکيب با اتم فلئور (F) و به صورت مولکول اورانيوم هکزا فلورايد UF6 تبديل مي کنند که به حالت گازي است. سرعت متوسط مولکول هاي گازي با جرم مولکولي گاز نسبت عکس دارد اين پديده را گراهان در سال ۱۸۶۴ کشف کرد. از اين پديده که به نام ديفوزيون گازي مشهور است براي غني سازي اورانيوم استفاده مي کنند.در عمل اورانيوم هکزا فلورايد طبيعي گازي شکل را از ستون هايي که جدار آنها از اجسام متخلخل (خلل و فرج دار) درست شده است عبور مي دهند. منافذ موجود در جسم متخلخل بايد قدري بيشتر از شعاع اتمي يعني در حدود ۵/۲ انگشترم (۰۰۰۰۰۰۰۲۵/۰ سانتيمتر) باشد. ضريب جداسازي متناسب با اختلاف جرم مولکول ها است.روش غني سازي اورانيوم تقريباً مطابق همين اصولي است که در اينجا گفته شد. با وجود اين مي توان به خوبي حدس زد که پرخرج ترين مرحله تهيه سوخت اتمي همين مرحله غني سازي ايزوتوپ ها است زيرا از هر هزاران کيلو سنگ معدن اورانيوم ۱۴۰ کيلوگرم اورانيوم طبيعي به دست مي آيد که فقط يک کيلوگرم اورانيوم ۲۳۵ خالص در آن وجود دارد. براي تهيه و تغليظ اورانيوم تا حد ۵ درصد حداقل ۲۰۰۰ برج از اجسام خلل و فرج دار با ابعاد نسبتاً بزرگ و پي درپي لازم است تا نسبت ايزوتوپ ها تا از برخي به برج ديگر به مقدار ۰۱/۰ درصد تغيير پيدا کند. در نهايت موقعي که نسبت اورانيوم ۲۳۵ به اورانيوم ۲۳۸ به ۵ درصد رسيد بايد براي تخليص کامل از سانتريفوژهاي بسيار قوي استفاده نمود. براي ساختن نيروگاه اتمي، اورانيوم طبيعي و يا اورانيوم غني شده بين ۱ تا ۵ درصد کافي است. ولي براي تهيه بمب اتمي حداقل ۵ تا ۶ کيلوگرم اورانيوم ۲۳۵ صددرصد خالص نياز است.

    عملا در صنايع نظامي از اين روش استفاده نمي شود و بمب هاي اتمي را از پلوتونيوم ۲۳۹ که سنتز و تخليص شيميايي آن بسيار ساده تر است تهيه مي کنند. عنصر اخير را در نيروگاه هاي بسيار قوي مي سازند که تعداد نوترون هاي موجود در آنها از صدها هزار ميليارد نوترون در ثانيه در سانتيمتر مربع تجاوز مي کند. عملاً کليه بمب هاي اتمي موجود در زراد خانه هاي جهان از اين عنصر درست مي شود.روش ساخت اين عنصر در داخل نيروگاه هاي اتمي به صورت زير است: ايزوتوپ هاي اورانيوم ۲۳۸ شکست پذير نيستند ولي جاذب نوترون کم انرژي (نوترون حرارتي هستند. تعدادي از نوترون هاي حاصل از شکست اورانيوم ۲۳۵ را جذب مي کنند و تبديل به اورانيوم ۲۳۹ مي شوند. اين ايزوتوپ از اورانيوم بسيار ناپايدار است



  • مدار فرمان به زبان ساده

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 22/3/1385:: 12:37 صبح

    مدار فرمان قسمت (3)


    بسم الله الرحمن الرحيم

    بعد از قسمت 1 و 2 اين مقاله قسمت 3 را که در بردارنده مطالبي چون کليد هاي محدود  کننده(ليميت سوئيچ ها) ،کليد هاي تابع فشار(گازي) ، کليد هاي شناور ، چشم هاي الکتريکي (سنسورها) ، انواع رله زماني (موتوري،الکترونيکي،نيوماتيکي،حرارتي،هيدرو ليکي) ،و کليدهاي تابع دور مي باشد.متذکر مي شوم بيشتر اين مطالب از کتاب فرمان هاي الکتريکي و برق صنعتي مي باشد.از دوستاني که براي اولين بار است که اين مقاله رو مطالعه مي کنند خواهش ميکنم قبل از مطالعه قسمت هاي 1 و 2 اين مقاله رو در تالار گفت و گو بخش سيم کشي صنعتي مطالعه نمايند.
    کليد هاي محدود کننده


    کليد محدود کننده(LIMIT SWITCH) که گاهي ميکرو سويچ نيز ناميده مي شوند،کليدي است که براي قطع و وصل يک حرکت خطي يا دوراني و يا تعويض جهت دوران يک متحرک به کار مي رود.
    اين کليد اهرمي دارد که وقتي دسته متحرک به آن برخورد مي کند کنتاکتي را قطع مي نمايد. کنتاکت مذبور خود عامل فرماني است براي ماشيني که هدف کنترل آنست.چنانچه از اسم اين کليد بر مي ايد کليد ياد شده براي محدود کردن حرکت متحرک ها به کار مي رود.مثلا در يک چرثقيل سقفي که در چند جهت حرکت مي کند وقتي متحرک به انتهاي هر قسمت از مسير خود ميرسد،يک کليد محدود کننده مدار رفت را از کار انداخته و مدار برگشت را مهيا ميسازد.
    مطلب مهمي که بايد در کاربرد اين کليد ها در نظر گرفت وضعيت کنتاکت ها در موقع وارد آمدن نيرو به اهرم آنها است.کارخانه هاي سازنده اين وضعيت را بر حسب تعغير طولي يا زاويه اي اهرمشخص مي نمايند.
    انواع ليميت سويچ ساده
    1-کليد محدود کننده فشار انتهايي
    2-کليد محدود کننده اي قرقرهاي
    3-کلي محدود کننده قرقره اييک طرفه از چپ
    4-کليد محدود کننده قرقرهاي يک طرفه از راست
    5-کليد محدود کننده قرقر ه اي دو طرفه
    6-کليد محدود کننده آنتني دو طرفه




    کليد تابع فشار(کليد هاي گازي)
    اين کليد ها براي کنترل سطح گاز داخل مخازن و کمپرسورها،تنظيم فشار آب داخل لوله ها و روشن و خاموش کردن اتوماتيک اين دستگاه ها مورد استفاده قرار م گيرد.عامل فرمان اين کليد ،فشار گاز يا مايع داخل مخزن است.
    عامل قطع و وصل اين کليد گاز مي باشد اصول کار آن بدين صورت است که که فشار گاز موثر بر هر صفحه نيرويي معادل F=P.A ايجاد مي نمايد(P فشار و A سطح مقطع صفحه است).در رله ها F باعث جابه جايي صفحه مي شود.اين جابه جايي از طريق يک اهرم منتقل شده و کنتاکتي را قطع و وصل مي نمايد.نيروي برگردان را فنر زير صفحه ايجاد مي کند.پس با انتخاب فنر هاي مختلف مي توان فشار هاي کم يا زياد را بر روي صفحه اثر داده و قطع و وصل کنتاکت را بطور دلخواه تنظيم نمود.
    کليد هاي شناور


    کليد هاي شناور براي کنترل سطح آب يا مايهات داخل منبع ها،استخر ها و مخازن مورد استفاده قرار مي گيرد.ساختمان اين کليد از وزنه تعادل ،يک قسمت شناور و يک ميکرو سويچ تشکيل شده است.هنگامي که قسمت شناور را تنظيم مي کنند با تغير سطح مايع داخل مخزن شناور تغير مکان داده به ميکرو سويچ داخل کليد فرمان مي دهد و باعث قطع و وصل مدار مي شود.


    چشم هاي الکتريکي(سنسورها)


    اين کليد نوعي کليد فرمان دهنده است که بدون برخورد فيزيکي با دست يا هر وسيله ديگري توسط سيستم چشم الکتريکي از فاصله حداقل يک ميلي متر و حداکثر8متر واکنش نشان ميدهد و فرمان صادر مي کند همچنين به وسيله رله اي که در داخل آن به کار رفته ،کنتاکت هاي را باز مي کند يا مي بندد و در نتيجه به دستگا ه هاي مورد نظر فرمان ميدهد.از اين کليد در دستگاه هاي صنعتي و خطوط توليد استفاده فراوان مي شود.


    رله زماني (تايمر)و انواع آن
    يکي از وسايل فرمان دهنده مدار هاي کنترل اتوماتيک ،تايمر ها يا رله هاي زماني هستنند که وظيفه کنترل مدار را براي مدت زمان معيني بر عهده دارند.
    اصول کار رله ها همانند کنتاکتور ها است با اين تفاوت که در رله ها:
    1-تمام کنتاکت ها از لحاظ فرم ظاهري شبيه هم هستنند و در مدار هاي فرمان شرکت مي کنند .
    2-کنتاکت ها بنا به مقتضيات کار ممکن است به طور لحظه اي يا با تاخير زماني قطع و وصل شوند . در اين صورت نام رله ،رله لحظه اي يا رله با تاخير زماني خواهد بود.
    3-رله ها همچنين ممکن است داراي کنتاکت هاي لحظه اي يا با تاخير زماني باشند.البته منظور از تاخير زماني  فاصله زماني است که بين عمل کنتاکت (اعم از باز شدن يا بسته شدن) از لحظه اتصال سيم پيچ رله به ولتاژ به وجود مي آيد.
    تا کنون در صنعت برق رله هاي زيادي ساخته شده اند که مشخصات مختلفي داشته  و هر یک برای کار بخصوصی مورد استفاده قرار می گیرند.برای مثال در انتقال انرژی و حفاظت خطوط ،از یک رله خاص استفاده می کنند.یک جور رله دیگر که مشخصات بخصوص دیگری دارد در صنعت نساجی و رله دیگر در جای دیگر....
    من چند رله را برای دوستان معرفی می کنم که از مشهورترین و پر کاربد ترین رله ها هستنند البته اگر دوستان می توانند رله های دیگری را معرفی کنند خیلی خوب میشه
    1-
    رله زمانی موتوری یا الکترو مکانیکی
    این رله بر اساس ساعتی کار میکند که محرک چرخ دنده های آن موتور آسنکرو سنکرو و بیشتر موتور با قطب چاکدار است می باشد.اصول کار آن به این صورت است که دور موتور توسط یک سیستم چرخ دنده کاهش می یابد بطوری که در نهایت ،آخرین چرخ دنده کنتاکت را خیلی به آرامی با یا بسته می کند. زمان شروع رله از لحظه راه اندازی موتور محسوب می شود.
    توسط این رله می توان زمان هایی از حدود ثانیه تا حدود ساعت ،و حتی روز و هفته تنظیم نمود.
    محل دیسک در لحظه شروع به کار ،قابل تنظیم است و پس از تنظیم زمان آن (توسط زایده خارجی) و تغذیه تایمر ،موتور با دور ثابت به حرکت در می آید  و با گردش موتور ،زمان تایمر شروع می شود. پس از گردش ،به علت برخورد با زایده دیسک ،متوقف می شود  و به میکرو سویچ داخلی فرمان می دهد و کنتاکت های تایمر عمل می کنند و به طور اتوماتیک قطع می شوند و موتور یا هر وسیلهء دیگر از کار می افتد.البته رله های جدیدی است که هنگام عمل کنتاکت بازی را بسته و کنتاکت بسته ای را باز می کند و می توان موتوری را خاموش یا روشن کرد یا نیرو را از مو توری به موتور دیگر انتقال داد .
    2-
    رله زمانی الکترونیکی
    از تایمر های الکترونیکی برای تنظیم زمان های کمتر از ثانیه تا چندین ثانیه استفاده می شود. در ساختمان این تایمر ها ،از مدار ها و اجزای الکترونیکی استفاده می شود.
    در در نوعی از این تایمر ها با شارژ و دشارژ شدن یک خازن بوبین یک رله کوچک تحریک می شود. اصول ساختمان رله الکترونیکی بر مبنای مدار RC (خازن و مقاومت)و بر حسب تاخیر زمانی استوار است .تنظیم این نوع تایمر ها بستگی به مقاومت سر راه  خازن دارد.
    در ساده ترین نوع تایمر الکترونیکی در تایمر نوع خازنی ،رله هنگامی وصل می شود که خازن شارژ بشود و ولتاژ دوسر آن برابر ولتاژ وصل رله گردد.پس از وصل رله ،با ذخیره شدن در خازن روی مقاومتی که توسط کنتاکت باز رله به دو سر خازن وصل می شود تخلیه می گردد.در این نوع با تعغیر ظرفیت خازن می توان زمان تایمر را تنظیم کرد.
    3-
    رله زمانی نیو ماتیکی
    در این رله ا خاصیت ذخیره سازی و فشردگی هوا استفاده می شود .به این ترتیب که رله هنگام رها شدن،خیلی راحت رها می شود.
    وقتی که بوبین تحریک قسمت متحرک را جذب می کند ،اهرم،قطعه ای را که به شکل دم آهنگری است فشار خواهد داد .هوای دم از طیق سوپاپ یک طرفه خارج می شود. وقتی که بوبین از تحریک خارج می شود ،فنر دم را منبسط می کند .دم از طریق سوپاپ تنظیم ،از هوا پر می شود.سرعت انبساط دم در رابطه با پیچ تنظیم تفاوت می کند وقتی که دم به حالت عادی برگشت ،کنتاکت ها عمل می کنند.بنابراین به وسیله تنظیم کردن پیچ تنظیم ،عمل کردن کنتاکت ها را می توان تعقیر داد.کار این زمان سنج شبیه تایمر موتوری است ؛با این تفاوت که زمان سنج موتوری پس از تنظیم و وصل بوبین آن به ولتاژ شروع به کار می کند،ولی زمان سنج نیو ماتیکی پس از قطع بوبین آن از ولتاژ شروع به کار می کند.
    4-رله زمانی بی متال یا حرارتی (تایمر حرارتی)
    این نوع تایمر با استفاده از خاصیت بی متال کار می کند و در انواع رله ذوب شونده ،رله حرارتی بی متال  و رله حرارتی منعکس کننده میله ای ساخته می شوند.زمانی که  جریان از بی متال عبور می کند گرم میشود و پس از مدتی در اثر تعقیر شکل عمل کرد مدار را قطع یا وصل میکند.دقت این نوع تایمر زیاد نیست  و آب و هوای محیط بر روی آن اثر می گذارد به طور کلی می توان رله های زمانی را به دو دسته تقسیم کرد:
    الف-رله های تاخیر در وصل(ON-DELAY) :به رله ای گفته می شود که باید به رله انرژی داده شود  و سپس رله عمل کرده کنتاکتی را باز یا بسته کند؛مثل رله زمانی موتوری.
    ب-رله تاخیر در قطع(OFF-DELAY) :به رله ای گفته می شود که بعد از قطع شدن انرژی عمل کرده کنتاکتی را باز یا بسته کند؛مثل رله نیو ماتیکی.
    5-رله زمانی هیدرو لیکی
    در این رله ها از سیستم هیدرو لیکی جهت تاخیر در مدار استفاده می شود. طرز کار آن طوری است که وقتی جریان برق به رله وصل می شود ،مقداری روغن در داخل آن جابهجا می شود.
    برای بازگشت روغن به مکان اولیه زمانی لازم است که این زمان را به عنوان زمان تایمر در نظر میگیرند.این رله ها را در مدارهای مختلف به کار می برند.اگر کسی از دوستان توضیح بیشتری در ارتباط با این رله دارد لطفا ارائه بده تا مطالب کامل تر شود.


    ترموستات
    ترموستات نوعی رله حرارتی است که در مقابل حرارت محیط حساس بوده و عمل میکند.این وسیله در دستگاه های مختلف صنعتی کاربرد فراوان دارد  و وظیفه تعادل حرارتی دستگاه را بر عهده دارد.در صورتی که درجه حرارت از حد تنظیمی فراتر رود ،کلید عمل کرده یک کنتاکت باز را می بندد و یا کنتاکت بسته ای را باز می کند.از ترموستات بیشتر در وسایل حرارتی و برودتی مانند شوفاژ،یخچال،و چیلر استفاده می شود.


    کلیدهای تابع دور(گریز از مرکز)


    کلید های تابع دور در بعضی الکترو موتورهای یک فاز جهت خارج کردن سیم پیچ کمکی از مدار و در موارد دیگر مانند ترمز جریان مخالف به کار می رود.ساختمان آنها از یک محور و دو وزنه تشکیل شده که به وسیله یک طوق و یک فنر حول محور حرکت می کند و با زیاد و کم شدن سرعت موتور یا وسیله چرخنده ،وزنه های دو طرف به محور نزدیک یا دور می شود ؛به این ترتیب طوق روی محور حرکت می کند و باعث قطع و وصل کلید می شود.


    مدار فرمان(قسمت2)


    بسم الله الرحمن الرحیم

    از دوستانی که این مقاله رو مطالعه میکنند خواهش دارم قبل از مطالعه این مقاله قسمت اول اون تو تالار گفت و گو بخش سیم کشی صنعتی مطالعه نمایند.
    در ضمن دباره متذکر میشوم که این سری مقالات از صفر شروع شده است و برای افرادی که اطلاعات کمتری دارن مفید است. بیشتر این مطالب برگرفته از کتاب فرمانهای الکتریکی مهندس مشکانی و برق صنعتی میباشد.
    شستی استاپ استارت و سلکتور سوئیچ های فرمانشستی ها از جمله وسایل فرمان هستنند که تحریک آنها به وسیله دست انجام میگیرد و در انواع مختلف و برای کاربردهای متفاوت طراحی می شوند.
    شستی که پس از تحریک،دو کنتاکت وصل را قطع میکنند استاپ(قطع) و شستی هایی که پس از تحریک دو کنتاکت،قطع را وصل می کنند شستی استارت (وصل) نامیده می شوند. شستی های که هر دو عمل را در یک زمان انجام می دهند،به شستی استارت استاپ یا دوبل معروف هستنند یعنی با فشار کلید دو کنتاکت باز بسته و دو کنتاکت بسته باز می شود.
    تصویر چند کلید استاپ استارت و در یکی از عکس ها یک کاربرد اونو به نمایش گذاشته شده در ضمن در عکسی که سه کلید دارد کلید وسطی دوبل می باشد.
    [/align][img]http://www.boozallen.fr/images/SideImage_start-stop.jpg[/img]
    [img]http://www.myatari.net/issues/jan2005/images/tip03.jpg[/img]
    [align=center]رله اضافه بار(حرارتی یا بیمتال)[/align]
    دستگاه های الکتریکی را باید در مقابل خطرات و خطاهای احتمالی حفاظت کرد.یکی از راه های حفاظت موتورهای الکتریکی ،استفاده از رله حرارتی و رله مغناطیسی است رله حرارتی موتور را در مقابل اضافه بار حفاظت میکند.
    رله اضافه باری جهت کنترل جریان موتورهای الکتریکی بکار میرود و یک نوع رله حفاظتی است.
    این رله از دو فلز مختلف الجنس که ضرایب انبساط طولی مختلفی دارند تشکیل شده است. به اطراف این دو فلز به هم چسبیده ،یک رشته سیم حامل جریان الکتریکی پیچیده شده را طوری تنظیم کرد که در اثر افزایش کم جریان ،دستگاه مربوطه بدون دلیل و به سرعت قطع نشود با استفاده از این منحنی ها همچنین می توان آنرا طوری تنظیم کرد که زمان قطع زیاد شده  و عبور جریان اضافی موجب صدومه به دستگاه نشود.
    شرایط کار این رله ها از(20-)درجه تا (60+)درجه سانتی گراد متغیر است .
    رله مغناطیسی
    رله مغناطیسی نیز برای کنترل جریان به کار می رود . اصول کار این رله بر اساس پدیده مغناطیس پایه گذاری شده است .
    از این رله برای قطع جریان های اتصال کوتاه استفاده می شود.می دانیم که یک اتصال کوتاه باید سریع قطع شود بنابر این در چنین موقعیتی نمی توان از رله اضافه باری(حرارتی)استفاده نمودچون گرم شدن بیمتال رله به یک زمان نسبتا طولانی نیاز دارد.
    این رله از یک هسته مغناطیسی که اطراف آن چند دور سیم پیچیده شده تشکیل گردیده است.عبور جریان اتصال کوتاه باعث مغناطیس شدن و جذب اهرم قطع می شود.این رله را به طور مجرا به ندرت مورد استفاده قرار می دهند و در کلیدهای اتوماتیک از آنها بهمراه رله های حرارتی بهره می گیرند.
    [img]http://freeweb.siol.net/janvili/mali-oglasi/kontaktor-koncar-bimetal.JPG[/img]

    لامپ های سیگنال


    لامپ های علامت دهنده یا لامپ های سیگنال در کلیه دستگاه های صنعتی و تابلو های توزیع و تابلو فرمان به کار میروند. نوع استفاده از این لامپ متفاوت است .این لامپ به عنوان لامپ خبر استفاده می شود و میتوان روشن بودن،خاموش بودن و یا عیب دستگاه و...را نشان دهد.
    چراغ های مورد استفاده در مدار فرمان ،یک چراغ کم قدرت (2/1تا5وات)است که با ولتاژهای مختلف از 24تا 220ولت کار میکند.این چراغ ها معمولا در سه رنگ استاندارد قرمز،سبزو نارنجی ساخته می شوند.
    برای مثال در کارخانه ای که تعداد زیادی موتور در آن واحد مشغول به کار بوده  و فواصل آنها تا تابلوی کنترل نسبتا زیاد باشد،از چراغ قرمزی که توسط کنتاکت بازی از کنتاکتور اصلی موتور روشن می شود استفاده می کنند.با استفاده از کنتاکتهای باز کنتاکتور می توان چراغ سبزی را که نمایشگر حالت خاموشی مدار است روشن نمود.در نقشه ها برای نمایش چراغ سیگنال از حرف h استفاده می شود.
    [align=center]تصویر چند لامپ سگنال از جلو و ساختمان آن
    [img]http://www.oillampman.com/railroad/red412a.jpg[/img]
    [img]http://www.oillampman.com/railroad/green412a.jpg[/img]
    [img]http://img.alibaba.com/photo/50155089/Signal_Lamp.jpg[/img]
    فیوزها


    در کلیه تاسیسات الکتریکی برای جلوگیری از صدمه دیدن و معیوب شدن وسایل و نیز برای قطع کردن دستگاه های معیوب از شبکه که بر اثر عئامل مختلف از قبیل نقصان عایق بندی،ضعف استقامت الکتریکی یا مکانیکی و ازدیاد بیش از حد جریان مجاز(اتصال کوتاه)وسایل حفاظتی مختلف به کار می رود.این وسایل باید طوری انتخاب شوند که در اثر اضافه بار یا اتصال کوتاه در کوتاهترین زمان ممکن و قبل از اینکه صدمه ای به سیم ها و شبکه الکتریکی شبکه برسد،مدار قسمت معیوب را قطع کنند.یکی از این وسایل حفاظتی فیوز است فیوزها از نظر زمان قطع بر حسب منحنی ذوب سیم حرارتی داخل انها به دو نوع کند کار و تند کار تقسیم میشوند.
    فیوز های تند کار زمان قطع کمتری نسبت به فیوزهای کند کار دارندو به همین دلیل در مصارف روشنایی استفاده می شوند.فیوز های کند کار دارای زمان قطع طولانی تری هستنند و در نتیجه برای راه اندازی موتورهای الکتریکی به کار میروند.تحمل جریان راه اندازی موتور در حدود 3تا 7 برابر جریان نامی است که بر روی کلیه فیوزها جریان نامی انها نوشته شده میشود.این جریان کمتر از جریان ماکزیمیم تحمل فیوز است.
    فیوز در انواع فشنگی ،اتوماتیک(آلفا)،مینیاتوری،بکٌس،کاردی (تیغه ای)،شیشه ای یا کارتریج و فیوز های فشار قوی ساخته می شوند.
    معمولا فیوزهای که در مدار قدرت به کار میروند،مدار کنتاکتور را در مقابل اتصال کوتاه محافظت میکند؛یعنی در واقع حفاظت سیم های رابط مدار را نیز بر عهده دارد.بنابراین در مدارهایی که مثلا فیوز 25 آمپری به کار می رود،ممکن است در مدار فرمان آنها از سیم یک یا یکو نیم استفاده شود.پس لازم است مدار فرمان با فیوز جداگانه ای حفاظت شود.
    فیوزهای اتوماتیک یا آلفا نوعی فیوز خودکار است که عبور جریان بیش از حد مجاز از آن باعث قطع مدار می شود؛اما دوباره می توان شستی آن را به داخل فشار داد تا ارتباط برقرار شود.بعضی از فیوزهای خودکار دو عمل جریان زیاد و بار زیاد در مدار کنترل می کنند؛اما پس از قطع شدن ،باید پس از مدت کمی دباره شستی مربوطه را فشار داد تا مدار وصل شود.
    در فیوز های اتوماتیک دو عنصر مغناطیسی و حرارتی وجود دارد که قسمت مغناطیسی آن اتصال کوتاه یا جریان زیاد و قسمت حرارتی آن (بیمتال) بار زیاد (افزایش جریان تدریجی) را قطع می کند.
    کلید مینیاتوری نوعی فیوز اوتوماتیک است که از نظر ساختمان داخلی با فیوز آلفا شباهت دارد و از سه قسمت رله مغناطیسی (رله جریان زیاد زمان سریع)،رله حرارتی یا رله بیمتال (رله جریان زیاد تاخیری)و کلید تشکیل شده است.این مجموعه را نیز کلید موتور مینامند.این کلیدها در دو نوع L و G ساخته شده است.نوع Lدر مصارف روشنایی به کار می رود و تند کار است(LIGHT) و نوع G در راه اندازی وسایل موتوری مورد استفاده قرار می گیرد و کند کار است. این کلید ها در انواع تک فاز دو فاز و سه فاز ساخته می شوند.
    منتظر قسمت های بعدی مقاله باشید. بابا دیگه چند بار بگیم نظر خودتونو بدین من در مباحث بعدی به طراحی مدار فرمان می پردازم که کاملا مورد بحث قرار میگیره خواهش میکنم تو مباحث شرکت کنید.


    مدار فرمان(قسمت 1)


    بسم الله الرحمن الرحیم
    من در نظر دارم در  تالار گفتگو قسمت سیم کشی صنعتی سلسله مطالب مدار فرمان را ارائه دهم که میتواند مورد استفاده عزیزانی که در هنرستان در رشته الکتروتکنیک یا مقطع کاردانی برق صنعتی یا کسانی که به صورت آزاد به مونتاژ تابلو میپردازند قرار بگیرد.
    اطلاعات من زیاد نیست و مهندسان  بزرگواری در این سایت وجود دارد که من با کسب اجازه از مهندسین گرامی این مباحسو شروع میکنم و خواشمنم که مندسین عزیز منو در این بحث تنها نگذارن. و اگر اشکالاتی دیدن در رفع آنها به من کمک کنند.
    قبل از هر چیز بگم که در عصر حاضر پی ال سی داره جایه خودشو باز میکنه و کنتاکتور که مورد نظر ماست و ما میخواهیم درباره اون بحث کنیم داره کم کم جایه خودشو به پی ال سی میده اما هنوز هم به خاطر گرانی plc در مدارات سادهتر کنتاکتور استفاده میشه و البته برای یادگیری کار با plc دونستن کار با کنتاکتور لازمه.
    مطالبی هم که من تو این مقاله ها میگم بیشتر بهره گرفته از کتاب گارگاه برق صنعتی است.این کتاب در دسترس عزیزان هنرستانی است ولی هدف نهایی من بحث در ارتباط با مدار فرمان های سطح بالاست که در صنایع مورد استفاد قرار میگیره و من با کمک شما با هم بتونیم این مدارها رو تجزیه و تحلیل کنیم و به اطلاعات خودمون بیفزاییم.
    من این مباحثو از ابتدا شروع میکنم تا برای دوستانی که تازه به این صنعت روی آوردن قابل فهم باشه البته ممکنه این بحث ها برای خیلی از دوستان عزیز ساده باشه.

    بهره برداری مطمئن و بی وقفه از تاسیسات الکتریکی و مراکز تولید نیرو و تامین انرژی الکتریکی مورد نیاز تجهیزات برقی کارخانه جات صنعتی و مراکز اقتصادی تا حدود زیادی به خصوصیات و ویژگی ها و طرز عمل کلیدها و وسایل کنترل مدارها بستگی دارد.
    در مدارهای الکتریکی  وسایل مختلفی به کار میرود که از مهمترین انها کنتاکتور یا کلید مغناطیسی است .استفاده از این کنتاکتور در مدارهای کنترل تنوع طراحی های مختلف را به وجود می آورد.
    برای طراحی مدارهای کنترل و کار با آنها باید وسایل تشکیل دهنده آن را به طور کامل شناخت و به اصول ساختمان و مورد استفاده این وسایل آشنا شد.
    وسایلی که در مدارهای فرمان به کار میروند  به این قرار است:
    1_کنتاکتور(کلید مغناطیسی)2_شستی استاپ استارت3_رله الکتریکی4_رله مغناطیسی5_لامپ های سیگنال 6-فیوزها 7_لیمیت سویچ8_کلیدهای تابع فشار 9_کلیدهای شناور10_چشم های الکتریکی(سنسورها)11_تایمر و انواع آن12_ترموستات13_کلیدهای تابع دور
    در مورد کنتاکتور میتوان گفت که یک کلید مغناطیس است که وقتی ولتاژ مورد نظر به آن اعمال میشود یک سری کنتاکت(یا کلید)باز را بسته و یک سری کنتاکت بسته را باز میکند.که با استفاده از این خاصیت مدارهای مختلفی میتوان مدارهای زیادی رو طراحی کرد.
    ساختمان کنتاکتور:
    این کلید از دو هسته به شکل E یا U که یکی ثابت و دیگری متحرک است و در میان هسته ثابت یک بوبین یا سیم پیچ قرار دارد،تشکیل شده است. وقتی بوبین به برق وصل میشود با استفاده از خاصیت مغناطیسی ،نیروی کششی فنر را خنثی میکند و هسته فوقانی را به هسته تحتانی متصل کرده باعث میشود که تعدادی کنتاکت عایق شده از یکدیگر به ترمینال های ورودی و خروجی  کلید متصل میشود و یا باعث باز شدن کنتاکت های بسته کنتاکتور بسته کنتاکتور گردد.
    در صورتی که مدار تغذیه بوبین  کنتاکتور قطع شود ،در اثر نیروی فنری که داخل کلید قرار دارد هسته متحرک دباره به حالت اول باز میگردد.
    مزایای استفاده از کنتاکتورکنتاکتورها نسبت به کلیدهای دستی صنعتی مزایایی به شرح زیر دارند:
    1_مصرف کننده می تواند از راه دور کنترل می شود.
    2_مصرف کننده میتواند از چند محل کنترل شود.
    3_امکان طراحی مدار فرمان اتوماتیک برای مراحل مختلف کار مصرف کننده وجود دارد.
    4_سرعت قطع و وصل کلید زیاد و استهلاک آن کم است.
    5_از نظر حفاظتی مطمئن ترند و حفاظت مطمئن تر و کامل تری دارند.
    6_عمر موثرشان بیشتر است.
    7_هنگام قطع برق،مدار مصرف کننده نیز قطع می شود و به استارت مجدد پیدا میکند؛در نتیجه از خطرات وصل ناگهانی دستگاه جلو گیری می کند.
    کنتاکتور برای جریان های AC وDC ساخته میشود.تفاوت این دو کنتاکتور در این است که در کنتاکتور های AC از یک حلقه اتصال کوتاه برای جلوگیری از لرزش حاصل از فرکانس برق استفاده می شود. نیروی کششی یک مغناطیس الکتریکی جریان متناوب،متناسب با مجذور جریان عبوری از آن و در نتیجه متناسب با مجذور اندکسیون مغناطیسی است.چون مقدار جریان        لحظه ای با توجه به رابطه i=ImaxSIN wt تعقیر میکند،نیروی کششی مغناطیسی نیز برابر با
    F=Fmax sin wt  (سینوس توان 2 دارد که نمیشد تایپ کنی)
    خواهد شد و تعداد دفعاتی که این نیرو ماکزیمم و صفر می شود، به اندازه دو برابر فرکانس شبکه خواهد گردید.در نتیجه ،در لحظاتی که مقدار نیروی کششی بیشتر از نیروی مقاوم فنر های کنتاکتور باشد ،هسته کنتاکتور جذب می شود و در لحظاتی که مقدار نیروی کششی کمتر از مقدار نیروی فنر ها شود،هسته متحرک هسته نیز آزاد شده و به محل اول خود باز می گردد.بدین ترتیب در هسته متحرک لرزش و صدا ایجاد خواهد شد این نوسانات را می توان به وسیله یک حلقه بسته در سطح قطب ها جا سازی شده و حدود نصف تا 3/2 سطح هر قطب را پوشانده است از بین برد و لرزش آن را برطرف کرد. عمل این حلقه آن است که مانند سیم پیچ ثانویه ترانسفورماتوری که در حالت اتصال کوتاه قرار گرفته است،از آن جریان القایی عبور میکند و باعث ایجاد فوران مغناطیسی فرعی در مدار هسته می شود. این فوران فرعی با فوران اطلی اختلاف فاز دارد و در زمانی که نیروی کششی  حاطل از فوران اطلی صفر باشد ،نیروی کششی حاصل از فوران اطلی ماکزیمم خواهد بود و در حالتی که نیروی حاصل از فوران ماکزییم باشد ،این نیرو صفر خواهد بود و چون جمع این دو نیرو به هسته متحرک اثر میکند،نیروی کششی در هر لحظه از نیروی مقاومت فنر بیشتر خواهد بود.
    ولتاژ تغذیه بوبین متفاوت است و از 24 تا 380ولت ساخته می شود. در اکثر کشورهای صنعتی برای حفاظت بیشتر ،تغذیه بوبین کنتاکتور را زیر ولتاژ حفاظت شده (65ولت)انتخاب میکنند. و یا برای تغذیه مدار فرمان ،ترانسفورماتور مجزا کننده به کار می برند.
    شناخت مشخصات کنتاکتور
    نوع کنتاکتور
    با توجه به نوع مصرف کننده و شرایط کار ،کنتاکتورها دارای قدرت و جریان عبوری مشخصی برای ولتاژهای مختلف هستنند. بنابراین باید به جدول و مشخصات کنتاکتور توجه کافی مبذول کرد و انخاب کنتاکتو.را منطبق بر مشخصات مورد نیاز قرار داد.
    برای اتصال مصرف کننده به شبکه باید از کلید یا کنتاکتوری با مشخصات مناسب استفاده کرد که کنتاکت های آن تحمل جریان راه اندازی و جریان دائمی را داشته باشد و همچنین در صورت اتصال کوتاه،جریان لحظه ای زیادی که از مدار عبور می کند. و یا جرقه ای که هنگام اتصال مدار ایجاد می شود ،صدمه ای به کلید نزند.
    بدین منظور و برای این که بتوانیم پس از طراحی مدار ،کنتاکتور مناسب را برای اتصال مصرف کننده به شبکه انتخاب کنیم،باید با مقادیر نامی مربوط به کنتاکتور آشنا شویم.
    برای انتخاب کنتاکتور در قدرت های مختلف می توان از جدول های استفاده کرد.(من این جدول ها رو دارم اگه روششو پیدا کنم حتما در مقاله قرار خواهم داد)
    منتظر مطالب بعدی(شستی استاپ استارت، کلید محافظ ،لامپ های سیگنال،فیوزها)در مقاله بعدی باشید.



  • servo motor

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 13/3/1385:: 1:37 صبح
    r:

    در مباحث قدرتي آنچه که ميتواند مميزي بين مهندسي برق- قدرت و ديگر شاخه ها باشد همان نگاه ويژه اين شاخه به سخت افزار هاي مکانيکيست. آيا تا کنون به چگونگي حرکت رباط ها انديشيده ايد؟ يک رباط چيست؟
    در يک تعريف کلي آنچه که توسط دست انسان ساخته شده و توانايي حرکت را داشته باشد مي تواند يک رباط باشد. اما هر رباط خود اجزا و قسمتهاي پيچيده و يا ساده اي دارد.
    قصد داريم که در اين بخش شما را با عملکرد جز کوچکي از پيکره يک رباط بپردازيم.



    Servo motor 



    هر servo motor يک دستگاه کو چکي ست که بخش اعظم حرکت آن توسط يک shaft خروجي تعيين مي شود. چگونگي حرکت و مو قعيت هاي زاويه اي اين خروجي توسط دسته اي از سيگنال هاي ديکد شده که براي کابل ديتا آن تعريف مي شود کنترل ميشود. براي طول مدت زماني که يک سيگنال فعال بوده و يک پالس بر روي خط ورودي آن قرار دارد اين shaft خروجي در مو قعيت خاص زاويه اي که مختص آن سيگنال است قرار دارد و با تغيير اين ورودي زاويه مد نظر نيز تغيير مي کند.
    مشاهده مي کنيد که در اينجا يک رابطهاي بين نرم افزار و سخت افزار ايجاد شده است. اين موتور ها در صنايع رباتيک و توليدات صنعتي مانند موتور هاي کنترل کننده هواپيما ها و ... کاربرد وسيعي دارند.
    آنچه که قدرت حرکتي اين نوع موتور ها راتعيين مي کند مقدار بارگيريست که از سوي سيگنال انجام مي گيرد بر اين اساس براي حرکت با سرعتي سريع جهت طي مسافتي متناسب با سرعت ميزان بارگيري مذکور بالاست و عمو ما اين ميزان توسط سازنده مو تور تعيين خواهد شد.
    سه کابل موجود در اين موتور ها مي توانند 3 ورودي اين مو تور باشند.
    معمولا سيم اول براي power حدود 5 ولت.
    سيم دوم :GND
    سيم سوم (معمو لا به رنگ سفيد): جهت کنترل وضعيت هاي حرکتيست.



    عملکرد مداري :



    هر servo از چند مدار الکترونيکي کنترلي – يک مقاومت متغير(پتانسيو متر) – تعدادي چرخدنده (براي ايجاد امکان حرکت) – يکshaft خروجي تشکيل شده است. در بخشي از اين مدار که به آن pot اطلاق مي شود امکان ديدن سيگنالي که مو تور تحت تاثير آن از خود عکس العمل نشان مي دهد وجود دارد.



    text1.jpg



    زاويه حرکتي اين خانواده از مو تور ها متفاوت است اما يک servo نرمال ميتواند مسافتي بين 0 تا 180 درجه را بپيمايد. سيستم کنترل کننده معممو لا وظيفه کنترل اين چرخش را به عهده دارد. اين زاويه حرکتي که نياز است موتور آن را بپيمايد به وسيله پالسي که توسط کابل کنترلي فرستاده مي شود تعيين مي گردد که به آن Pulse Code Modulation اطلاق مي شود.
    يک servo تمايل دارد که هر 20 ميلي ثانيه با يک پالس جديدي تحريک شود.
    طول اين پالس بستگي به مسافتي دارد که نياز است توسط سرو و طي شود. براي مثال همانطور که در شکل مشاهده مي کنيد هر پالسي که در ضمن 1.5 ميلی ثانیه اعمال می شود امکان چرخش shaft را به اندازه 90 درجه فراهم می سازد.



    اگر طول پالس کمتر از مقدار مذکور باشد زاویه حرکتی shaft خروجی به 0 میل میکند و اگر بیش از 1.5 میلی ثانیه باشد به 180 درجه نزدیک می شود.



  • دانستنيهاي سيکل ترکيبي

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 13/3/1385:: 1:30 صبح
     


    سيکل ترکيبي چيست؟<\/h5>

    935975236.jpg
    سيکل ترکيبي چيست؟
    براي پاسخ به پرسش مذکور در ابتدا تعريفي از انواع توربين ها و اصول کلي کار آنها ارائه مي دهيم.
    توربين ها اصو لا بر اساس عامل ايجاد کننده کار تقسيم بندي مي گردند . اگر عامل فوق گاز باشد آن را بخاري اگر آب باشد آبي و چنانچه باد باشد توربين بادي گو يند. توجه داشته باشيم که منظور از گاز گاز ناشي از احتراق است. لذا نوع سوخت دخيل در آن که بر حسب مورد مي تواند گازوئيل مازول يا گاز باشد در اين تقسيم بندي ها اهميت ندارد. (اگر چه در کشور ما سوخت گاز سوخت غالب اين توربين هاست. )




    هر توربين گاز v94.2 متشکل از دو محفظه احتراق است که در طر فين توربين نصب هستند و سوخت گاز يا گازو ئيل پس از ورود به آن همراه با عملکرد سيستم جرقه مشتعل شده و با هوايي که از سمت فيلتر هاي ورودي وارد کمپرسور شده و پس از انبساط از آن خارج مي شود وارد ناحيه محفظه احتراق شده محترق مي گردد و گازي با درجه حرارت 1050 در جه سانتيگراد تو ليد مي نمايد.



    گاز مذکور وارد توربين گاز شده و سبب گردش توربين و در نتيجه محور ژنراتور ده و توليد برق مي کند. محصول خروجي از توربين گاز دوديست با درجه حرارت حدود 550 درجه سانتيگراد که به عنوان تلفات حرارتي از طريق دودکش وارد جو مي شود و به ايت ترتيب توربين گاز در بهترين شرايط با بهره برداري حدود 33 درصد توليد انرژي مي کند. به بيان ديگر 67 درصد ديگر به عنوان تلفات حرارتي محسوب و فاقد کارايي مي باشد.



    ايده سيکل ترکيبي در واقع بازيافت مجدد از بخش 67 درصد ياد شده است. به اين ترتيب که در بخش خروجي اگزوز هر توربين گاز با نصب دريچه هاي کنترل شونده گاز داغ فوق را به قسمت ديگ بخار هدايت تا آب موجود در آن به بخار سوپر هيت(بخار خيلي داغ و خشک) با درجه حرارت حدود 530 درجه سانتيگراد تبديل و به همراه بخار خروجي از بويلر دوم جهت استفاده در توربين بخار به کار گرفته شود.
    به اين ترتيب در بخش ديگ بخار چون از مشعل و سوخت جهت گرمايش صرفه جويي مي شود راندمان در کل افزايش يافته و به رقمي معادل 55 در صد مي رسد. (نزديک به 25 درصد از 67 درصد تلفات فوق الذکر بازيافت و بدون نياز به سوخت اضافي تبديل به انرژي الکتريکي مي شود. )



    400272048.jpg



    اين بخار پس از انجام کار در توربين بخار افت درجه حرارت پيدا کرده و دماي آن به رقمي حدود 60 درجه سانتيگراد مي رسد و در اينجا به منظور استفاده مجدد از آن بخار فوق توسط سيستم خنک کن ( در نيرو گاه کرمان به کمک فنر هاي پرقدرت) سرد و تبديل به آب شده و جهت استفاده مجدد پس از انجام عمليات تصفيه بين راهي وارد تانک تغذيه مي گردد تا دوباره وارد ديگ بخار گشته و تبديل به بخار سوپر هيت شود.
    اين چرخه را سيکل ترکيبي گويند که نيرو گاه کرمان يکي از نيرو گاه هاي فوق الذکر در سطح کشور محسوب مي شود.



    آب مورد نياز اين نيرو گاه از طريق سه حلقه چاه حفر شده در دشت جو پار تامين و به کمک خط لوله به استخر آب خام نيرو گاه به ظرفيت 3000 متر مکعب وارد و ذخيره شده تا پس از انجام عمليات تصفيه مورد استفاده بويلر هاي نيرو گاه قرار گيرد.
    ظرفيت آبدهي چاه هاي مذکور 80 ليتر در ثانيه است.



  • انواع موتورهاي الکتريکي

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 2/3/1385:: 11:15 صبح















     ساختمان ترانسديوسر لرب


     


     


    ساختمان ترانسديوسر ( يا مبدل )
    در کارهاي تشخيصي هميشه پرتوهاي باريکي از امواج فراصوتي نياز مي باشند. چنين پرتوهايي به وسيله يک صفحه پيزوالکتريک ،که با دو الکترود صفحه اي موازي برانگيخته مي شوند ،توليدمي گردند.
     يک بلور را مي توان با به کارگيري يک ولتاژ با بسامد بسيار بالا انگيخته نموده و مجبور به نوسان کرد . در بلور، بسامدي که بيشترين شدت را توليد مي کند بسامد تشديد گفته مي شود. تشديد يک ويژگي موج است که در آن شدت موج در حقيقت به علت هم آميزي موجهاي همانند افزايش مي يابد. مي توان ثابت کرد که تشديد هنگامي رخ ميدهد که ضخامت بلور برابر نيمي از طول موج و يا مضرب فردي از طول باشد.
    اگر دو رويه بلور ترانسديوسر را بگونه دو رويه نوسان کننده در نظر بگيريم ،چنانچه فاصله اين دو رويه باندازه موج ايجاد شده باشد، موج ايجاد شده به وسيله رويه پشتي، موج ايجاد شده بوسيله رويه جلوئي را تقويت مي کند . اين تقويت که بيشترين شدت موج را در بلور بوجود مي آورد همان رزونانس طبيعي يا تشديد است.
    بلور در ترانسديوسرها مي تواند هم به گونه فرستنده امواج فراصوت و هم گيرنده اموا ج کار کند. در حالت گيرنده تپ هاي ايجاد شده بوسيله بازتابش  را دريافت مي نمايد. اين بازتابش است که در ساختن نگاره سونوگرافي بکار مي رود. حالت دلخواه هنگامي است که وقتي يک تپ کوتاه مدت موج فراصوت از بلور گسيل شد، بلور در زماني بسيار بزرگتر پس از آن اماده دريافت بازتابش باشد، در اينجاست که بهترين نگاره براي کارهاي باليني ساخته مي شود .
     اگر بخواهيم الکتريسيته را به بلور وارد کنيم و يا الکتريسيته توليد شده را از آن بيرون ببريم ، بايد بوسيله يک رسانا اين کار انجام شود. دو طرف بلور داراي پوشش فلزي است که بسيار نازک بوده و براي بردن ولتاژ از آن انجام مي شود . الکترودها بوسيله يک پيوند دهنده کابلي به ترانسديوسر وصل است.
    بخش نوساني ترانسديوسر بلور است . بلور انرژي فراصوتي را براي انتقال به محيط توليد مي کند. بزرگي اين بلورها مي تواند به رويه دلخواه به هر اندازه اي اختيار شود، ولي هر چه نازکتر باشد با بسامد بيشتري نوسان مي کند.
    بخش پشتي بلور با يک ماده ميراکننده يا خفه کننده و براي جلوگيري از تابش انرژي بلور در رويه پشتي پر شده است . مواد ميراکننده باعث بهتر شدن نگاره فراصوتي مي شوند . اين مواد داراي امپدانس اکوستيک بسيار زيادي هستند . ترانسديوسرها داراي يک بخش جلويي يا رويه جلويي هستند که با پوست بيمار تماس   مي يابد.اين رويه لايه جفت کننده يک چهارم موج نام دارد. امپدانس ويژه اين لايه ميان امپدانس کريستال و امپدانس بافت نرم جا دارد تا انرژي موج به آساني به بدن بيمارگذر کند و بازتاب اندکي داشته باشد.
    همانطور که گفته شد بسامد ترانسديوسر به ويژگي هاي مکانيکي بلور وابسته است. بلوري که به وسيله پالس الکتريکي انگيخته مي شود تغيير بعد داده و امواج فراصوتي را توليد مي کند.
    بهترين عامل تعيين کننده بسامد ترانسديوسر ، ضخامت بلور مي باشد . بگونه اي تئوريک هماهنگي که يک بلور به وسيله يک تپ الکتريکي انگيخته مي شود ،تنها با يک بسامد آغاز به نوسان مي کند ولي کامل نبودن بلور تاثير مواد ميراکننده و ... باعث مي شوند که بلور بيش از يک بسامد تابش کند. براي نمونه هنگامي که بلور داراي بسامد مگا هرتز است در حقيقت بسامدهاي کمتر و بيشتر از مگاهرتزرا ( که بسامد اصلي يا طبيعي آن است ) نيز توليد مي کند. براي اطلاعات بيشتر به سايت زير مراجعه کنيد  
    www.prin.ir


     








     ساختمان ترانسديوسر لرب


    سه‏شنبه 22/1/1385 ساعت 10:0 صبح


     



    ساختمان ترانسديوسر ( يا مبدل )
    در کارهاي تشخيصي هميشه پرتوهاي باريکي از امواج فراصوتي نياز مي باشند. چنين پرتوهايي به وسيله يک صفحه پيزوالکتريک ،که با دو الکترود صفحه اي موازي برانگيخته مي شوند ،توليدمي گردند.
     يک بلور را مي توان با به کارگيري يک ولتاژ با بسامد بسيار بالا انگيخته نموده و مجبور به نوسان کرد . در بلور، بسامدي که بيشترين شدت را توليد مي کند بسامد تشديد گفته مي شود. تشديد يک ويژگي موج است که در آن شدت موج در حقيقت به علت هم آميزي موجهاي همانند افزايش مي يابد. مي توان ثابت کرد که تشديد هنگامي رخ ميدهد که ضخامت بلور برابر نيمي از طول موج و يا مضرب فردي از طول باشد.
    اگر دو رويه بلور ترانسديوسر را بگونه دو رويه نوسان کننده در نظر بگيريم ،چنانچه فاصله اين دو رويه باندازه موج ايجاد شده باشد، موج ايجاد شده به وسيله رويه پشتي، موج ايجاد شده بوسيله رويه جلوئي را تقويت مي کند . اين تقويت که بيشترين شدت موج را در بلور بوجود مي آورد همان رزونانس طبيعي يا تشديد است.
    بلور در ترانسديوسرها مي تواند هم به گونه فرستنده امواج فراصوت و هم گيرنده اموا ج کار کند. در حالت گيرنده تپ هاي ايجاد شده بوسيله بازتابش  را دريافت مي نمايد. اين بازتابش است که در ساختن نگاره سونوگرافي بکار مي رود. حالت دلخواه هنگامي است که وقتي يک تپ کوتاه مدت موج فراصوت از بلور گسيل شد، بلور در زماني بسيار بزرگتر پس از آن اماده دريافت بازتابش باشد، در اينجاست که بهترين نگاره براي کارهاي باليني ساخته مي شود .
     اگر بخواهيم الکتريسيته را به بلور وارد کنيم و يا الکتريسيته توليد شده را از آن بيرون ببريم ، بايد بوسيله يک رسانا اين کار انجام شود. دو طرف بلور داراي پوشش فلزي است که بسيار نازک بوده و براي بردن ولتاژ از آن انجام مي شود . الکترودها بوسيله يک پيوند دهنده کابلي به ترانسديوسر وصل است.
    بخش نوساني ترانسديوسر بلور است . بلور انرژي فراصوتي را براي انتقال به محيط توليد مي کند. بزرگي اين بلورها مي تواند به رويه دلخواه به هر اندازه اي اختيار شود، ولي هر چه نازکتر باشد با بسامد بيشتري نوسان مي کند.
    بخش پشتي بلور با يک ماده ميراکننده يا خفه کننده و براي جلوگيري از تابش انرژي بلور در رويه پشتي پر شده است . مواد ميراکننده باعث بهتر شدن نگاره فراصوتي مي شوند . اين مواد داراي امپدانس اکوستيک بسيار زيادي هستند . ترانسديوسرها داراي يک بخش جلويي يا رويه جلويي هستند که با پوست بيمار تماس   مي يابد.اين رويه لايه جفت کننده يک چهارم موج نام دارد. امپدانس ويژه اين لايه ميان امپدانس کريستال و امپدانس بافت نرم جا دارد تا انرژي موج به آساني به بدن بيمارگذر کند و بازتاب اندکي داشته باشد.
    همانطور که گفته شد بسامد ترانسديوسر به ويژگي هاي مکانيکي بلور وابسته است. بلوري که به وسيله پالس الکتريکي انگيخته مي شود تغيير بعد داده و امواج فراصوتي را توليد مي کند.
    بهترين عامل تعيين کننده بسامد ترانسديوسر ، ضخامت بلور مي باشد . بگونه اي تئوريک هماهنگي که يک بلور به وسيله یک تپ الکتریکی انگیخته می شود ،تنها با یک بسامد آغاز به نوسان می کند ولی کامل نبودن بلور تاثیر مواد میراکننده و ... باعث می شوند که بلور بیش از یک بسامد تابش کند. برای نمونه هنگامی که بلور دارای بسامد مگا هرتز است در حقیقت بسامدهای کمتر و بیشتر از مگاهرتزرا ( که بسامد اصلی یا طبیعی آن است ) نیز تولید می کند. براي اطلاعات بيشتر به سايت زير مراجعه کنيد  
    www.prin.ir


     



  • خازن

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 2/3/1385:: 10:31 صبح






    خازن

    تازه کردن چاپ





    مهندسی و فن‌آوری > مهندسی > مهندسی برق
    علوم طبیعت > فیزیک > فیزیک جامد و الکترونیک > فیزیک الکترونیک
    (cached)






    خازن





    img/daneshnameh_up/2/26/Khazen3.jpg


    خازن المان الکتریکی است که می‌تواند انرژی الکتریکی را توسط میدان الکترواستاتیکی (بار الکتریکی) در خود ذخیره کند. انواع خازن در مدارهای الکتریکی بکار می روند . خازن را با حرف C که ابتدای کلمه capacitor است نمایش می‌دهند. ساختمان داخلی خازن از دوقسمت اصلی تشکیل می‌شود :

    الف – صفحات هادی

    ب – عایق بین هادی ها(دی الکتریک)

    بنا بر این هرگاه دو هادی در مقابل هم قرار گرفته و در بین آنها عایقی قرار داده شود ، تشکیل خازن می دهند . معمولا صفحات هادی خازن از جنس آلومینیوم ، روی و نقره با سطح نسبتا زیاد بوده و در بین آنها عایقی (دی الکتریک) از جنس هوا ، کاغذ ، میکا ، پلاستیک ، سرامیک ، اکسید آلومینیوم و اکسید تانتالیوم استفاده می شود .
    هر چه ضریب دی الکتریک یک ماده عایق بزرگتر باشد آن دی الکتریک دارای خاصیت عایقی بهتر است .
    به عنوان مثال ، ضریب دی الکتریک هوا 1 و ضریب دی الکتریک اکسید آلومینیوم 7 می باشد . بنابر این خاصیت عایقی اکسید آلومینیوم 7 برابر خاصیت عایقی هوا است .


    انواع خازن


    الف- خازن های ثابت:



    1- آلومینیومی
    2- تانتالیوم

    ب- خازنهای متغیر :


    • واریابل
    • تریمر

    2-تشخیص مقدار ظرفیت خازن :
    الف- نوشتن مقدار ظرفیت
    ب- رمزهای عددی
    ج- نوارهای رنگی


    روش های اتصال خازن به مدار:



    1. اتصال موازی خازن ها
    2. اتصال سری خازن ها
    3. اتصال خازن ها و مقاومت ها در مدار


  • ترانسفورماتور

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 1/3/1385:: 10:4 عصر






    ترانسفورماتور

    تازه کردن چاپ





    مهندسي و فن‌آوري > مهندسي > مهندسي برق
    علوم طبيعت > فيزيک > الکتريسيته م مغناطيس > الکتريسيته
    علوم طبيعت > فيزيک > فيزيک جامد و الکترونيک > فيزيک الکترونيک
    (cached)





    مقدمه

    قسمت اعظم انرژي الکتريکي مورد نياز انسان در تمام کشورهاي جهان ، توسط مراکز توليد مانند نيروگاههاي بخاري ، آبي و هسته‌ای تولید می‌شود. این مراکز دارای توربینها و آلترناتیوهای سه فاز هستند و ولتاژی که بوسیله ژنراتورها تولید می‌شود، باید تا میزانی که مقرون به صرفه باشد جهت انتقال بالا برده شود. گاهی چندین مرکز تولید بوسیله شبکه‌ای به هم مرتبط می‌شوند تا انرژی الکتریکی مورد نیاز را بطور مداوم و به مقدار کافی در شهرها و نواحی مختلف توزیع کنند.







    img/daneshnameh_up/e/ec/trans1.jpg




    در محلهای توزیع برای اینکه ولتاژ قابل استفاده برای مصارف عمومی و کارخانجات باشد، باید ولتاژ پایین آورده شود. این افزایش و کاهش ولتاژ توسط ترانسفورماتور انجام می‌شود. بدیهی است توزیع انرژی بین تمام مصرف کننده‌های یک شهر از مرکز توزیع اصلی امکانپذیر نیست و مستلزم هزینه و افت ولتاژ زیادی خواهد بود. لذا هر مرکز اصلی به چندین مرکز یا پست کوچکتر (پستهای داخل شهری) و هر پست نیز به چندین محل توزیع کوچکتر (پست منطقه‌ای) تقسیم می‌شود. هر کدام از این مراکز به نوبه خود از ترانسهای توزیع و تبدیل ولتاژ استفاده می‌کنند.

    بطور کلی در خانواده و توزیع انرژی الکتریکی ، ترانسفورماتورها از ارکان و اعضای اصلی هستند و اهمیت آنها کمتر از خطوط انتقال و یا مولدهای نیرو نیست. خوشبختانه به دلیل وجود حداقل وسایل دینامیکی در آنها کمتر با مشکل و آسیب پذیری روبرو هستند. مسلما‌ این به آن معنی نیست که می‌توان از توجه به حفاظتها و سرویس و نگهداری آنها غفلت کرد. در این مقاله نخست مختصری از تئوری و تعاریفی از انواع ترانسفورماتورها بیان می‌شود، سپس نقش ترانسفورماتورها در شبکه تولید و توزیع نیرو و در نهایت شرحی در مورد سرویس و تعمیر ترانسها ارائه می‌شود.

    تئوری و تعاریفی از ترانسفورماتورها

    ترانسفورماتورها به زبان ساده و شکل اولیه وسیله‌ای است که تشکیل شده از دو مجموعه سیم پیچ اولیه و ثانویه که در میدان مغناطیسی و اطراف ورقه‌هایی از آهن مخصوص به نام هسته ترانسفورماتور قرار می‌گیرند. مقره‌ها یا بوشینگها یا ایزولاتورها و بالاخره ظرف یا محفظه ترانسفورماتور.
    کار ترانسفورماتورها بر اساس انتقال انرژی الکتریکی از سیستمی با یک ولتاژ و جریان معین به سیستم دیگری با ولتاژ و جریان دیگر است. به عبارت دیگر ترانسفورماتور دستگاهی است استاتیکی که در یک میدان مغناطیسی جریان و فشار الکتریکی را بین دو سیم پیچ یا بیشتر با همان فرکانس و تغییر اندازه یکسان منتقل می‌کند.

    انواع ترانسفورماتورها

    سازندگان و استانداردها در کشورهای مختلف هر یک به نحوی ترانسفورماتورها را تقسیم بندی کرده و تعاریفی برای درجه بندی آنها ارائه داده‌اند. برخی ترانسها را بنا بر موارد و ترتیب بهره برداری آنها متفاوت شناخته‌اند، مانند ترانسهای انتقال قدرت ، اتو ترانس و یا ترانسهای تقویتی و گروهی از ترانسها را به غیر از ترانسفورماتور اینسترومنتی(ترانس جریان و ولتاژ) ، ترانس قدرت می‌نامند و اصطلاحا ترانس قدرت را آنهایی می‌دانند که در سمت ثانویه آنها فشار الکتریکی تولید می‌شود.

    این نوع تقسیم بندی در عمل دامنه وسیعی را در بر می‌گیرد که در یک طرف آن ترانسفورماتورهای کوچک و قابل حمل با ولتاژ ضعیف برای لامپهای دستی و مشابه آن قرار می‌گیرند و طرف دیگر شامل ترانسهای خیلی بزرگ برای تبدیل ولتاژ خروجی ژنراتور به ولتاژ شبکه و خطوط انتقال نیرو است. در بین این دو اندازه (حد متوسط) ترانسهای توزیع و یا انتقال در مؤسسات الکتریکی و ترانسهای تبدیل به ولتاژهای استاندارد قرار دارند.

    ترانسها اغلب به صورت هسته‌ای یا جداری طراحی می‌شوند. در نوع هسته‌ای در هر یک از سیم پیچها شامل نیمی از سیم پیچ فشار ضعیف و نیمی از سیم پیچ فشار قوی هستند و هر کدام روی یک بازوی هسته‌ای قرار دارند. در نوع جداری ، سیم پیچها روی یک هسته پیچیده شده‌اند و نصف مدار فلزی مغناطیسی از یک طرف و نصف دیگر از طرف هسته بسته می‌شود.
    در اکثر اوقات نوع جداری برای ولتاژ ضعیف و خروجی بزرگ و نوع هسته‌ای برای ولتاژ قوی و خروجی کوچک بکار می‌روند (بصورت سه فاز یا یک فاز).

    ترانسهای تغذیه و قدرت مانند ترانس اصلی نیروگاه ترانس توزیع و اتو ترانسفورماتور ، ترانسفورماتورهای قدرت معمولا سه فاز هستند، اما گاهی ممکن است در قدرتهای بالا به دلیل حجم و وزن زیاد و مشکل حمل و نقل از سه عدد ترانس تک فاز استفاده کنند. ترانسهای صنعتی مانند ترانسهای جوشکاری ، ترانسهای راه اندازی و ترانسهای مبدل ترانس برای سیستمهای کشش و جذب که در راه آهن و قطارهای الکتریکی بکار می‌رود. ترانسهای مخصوص آزمایش ،‌ اندازه گیری ، حفاظت مصارف الکتریکی و غیره.


  • الکتريسيته ساکن

  • نويسنده : SAYYED MUSA HOSSEINY:: 1/3/1385:: 9:57 عصر






    الکتريسيته ساکن

    تازه کردن چاپ





    علوم طبيعت > فيزيک > الکتريسيته م مغناطيس > الکتريسيته
    (cached)





    ديد کلي



    • چرا به عقب بدنه تانکرهاي نفت جاده‌اي زنجير کوتاهي که با سطح زمين تماس دارد؟


    • آيا زدن رعد و برق بين ابرها نيز به علت وجود الکتريسيته ساکن در آنهاست؟


    • چرا اگر ميله فلزي را در دست بگيريم و مالش دهيم بار الکتريکي در آن ظاهر نمي‌شود؟


    • چگونه مي‌توان نشان داد يک ميله فلزي هم در اثر مالش الکتريسيته‌دار مي‌شود؟







    تصوير


    تاريخچه

    يوناينان باستان از مشاهدات خود نتيجه گرفتند که هرگاه کهربا را با پارچه پشمي يا پوست مالش دهند، اجسام سبکي را به خود جذب مي‌کند. واژه الکتريسيته از کلمه يوناني الکترون به معني کهربا گرفته شده است. این واژه اولین بار در نوشته‌های تالس ( 547 ـ 640 ق . م ) بکار رفته است. ویلیام گیلبرت ( 1544 ـ 1603 م )با انتشار کتابی درباره مغناطیس نظریات گذشتگان را مورد بررسی قرار داد. و نتیجه گرفت که نیروهای الکتریکی و مغناطیسی از هم جدا می‌باشند.

    برای مثال سنگ مغناطیس می‌تواند آهن و فقط چند ماده دیگر را جذب کند. در صورتی که کهربا و اجسامی که خاصیت الکتریکی دارند می‌توانند ذرات کوچک و سبک اجسام گوناگون را جذب کنند. وی عقیده داشت که اجسام الکتریکی اثر دافعه ندارد. در سال 1646 سرتوماس برادن تجربه‌های خود را درباره اثر دافعه الکتریکی منتشر نمود و اظهار کرد که بین مواد الکتریکی نیز همانند مواد مغناطیسی نیروهای جاذبه و داففه وجود دارند.

    سر تحولی و رشد

    در سال 1663 اتونون گریکه ماشینی ساخت که بوسیله آن بار الکتریکی زیادی تولید می‌شد. آنگاه دانشمندان دیگری چون استن گری ( 1670 ـ 1736 ) و شارل دونی ( 1698 ـ 1739 ) تجربه‌های دقیقتری انجام دادند، به خود و نوع الکتریسیته پی بردند. برای ایجاد الکتریسیته ساکن‌تری که می‌توانستند جرقه‌ها و تکانهای ترسناک الکتریکی تولید کنند.

    برای مثال یکی از استادان فیزیک دانشگاه لندن بارهای الکتریکی این گونه ماشینها را در یک بطری پر از مایع جمع کرد. مقدار الکتریسیته در بطری لیدن آن قدر زیاد بود که اگر شخصی بطری را در دست می‌گرفت و دست دیگر خود را به میله سر بطری می‌زد تکان شدیدی در بدن خود احساس می‌کرد.

    در قرن هیجدهم میلادی بطری لیدن مورد توجه بنیامین فرانکلین (1756 ـ 1790) قرار گرفت، وی پس از آزمایشهای متعدد نتایج کار خود را در سال 1747 منتشر کرد. او معتقد بود که دو نوع الکتریسیته که قبل از وی کشف شده بود اساسا باهم تفاوتی ندارد، بلکه حتی جسمی در اثر مالش دارای الکتریسیته می‌شود. یکی از دو جسم دارای الکتریسیته اضافی یعنی بار مثبت و دیگر دارای الکتریسیته منفی می‌شود.







    تصویر


    قانون بقای بار الکتریکی

    دو نوع بار الکتریکی وجود دارد و این بارهای الکتریکی که می‌توانند ساکن یا متحرک باشند و آثاری از خود ظاهر می‌سازند. از نظریه فارنکلین این نتیجه درست نیز بدست آمد که: «بارهای الکتریکی ایجاد نمی‌شوند و از بین نیز نمی‌روند بلکه از قسمتی از یک جسم به قسمت دیگر منتقل می‌شوند، همچنین بارهای مثبت و منفی از یکدیگر را خنثی می‌کنند، ولی هیچگاه نابود نمی‌شود.» این نتایج امروزه قانون بقای بار الکتریکی نامیده می‌شود که مانند قانون بقای جرم و انرژی از قوانین اساسی طبیعت محسوب می‌شود.

    خواص بارهای الکتریسیته

    با بررسی خواص بارهای الکتریکی بهتر به ماهیت ماده پی می‌بریم. مثلا این خاصیت که بارهای الکتریکی ممنوع یکدیگر را می‌رانند و بارهای الکتریکی یا نوع مخالف یکدیگر را می‌ربایند. این واقعیت را نشان می‌دهد که درون ماده نیروهای الکتریکی موجود است. نیروهای پیوستگی بین مولکول‌ها اجسام جامد یا مایع به سبب وجود نیروهای جاذبه الکتریکی بین بارهای الکتریکی از نوع مخالف است.

    نیروهای متعددی که به هنگام تراکم ماده ظاهر می‌شود به علت وجود نیروهای رانشی بین بارهای الکتریکی ممنوع است. حرکت این بارهای الکتریکی ، موجب تولید جریان الکتریسیته و یا به اصطلاح متداول ، جریان برق می‌شود که ما در خانه و صنعت از آن استفاده می‌کنیم.

    تولید الکتریسیته بوسیله مالش

    می‌دانید هرگاه شانه یا یک میله پلاستیکی را با لباس خود یا با یک تکه پارچه پشمی خشک مالش دهید. ذره‌های گرد و غبار یا خرده‌های کاغذ را جذب می‌کند. همچنین اگر در هوای خشک ، سطح آینه یا شیشه پنجره را با یک تکه پارچه خشک تمیز کنید این پدیده اتفاق می‌افتد و ذره‌های گرد و غبار معلق در هوا و کرکهای جدا شده از پارچه به سطح آینه یا شیشه می‌چسبند. به طوری که پاک کردن سطح آنها از این ذره‌ها دشوار است. عاملی که سبب جذب این ذرات می‌شود جاذبه الکتریکی نام دارد و اجسامی که در اثر مالش این خاصیت را پیدا می‌کنند دارای الکتریسیته ساکن می‌شوند.







    تصویر


    الکتریسیته مثبت و منفی

    پدیده وضع الکتریکی نخستین بار در سال 1672 میلادی توسط اتوفن گریکه که با نام او آشنا هستید بیان شد. او مشاهده کرد که پرهای مرغ نخست جذب یک گلوله گوگردی باردار شده و سپس از آن رانده می‌شوند. صد و پنجاه سال بعد ، در فرانسه محققی به نام شارل دونی کشف کرد که دو جسم باردار همیشه یکدیگر را نمی‌رانند بلکه گاهی هم یکدیگر را می‌ربایند و به این نتیجه رسید که دو نوع بار الکتریکی وجود دارد. بطوری که بارهای الکتریکی ممنوع یکدیگر را می‌رانند و بارهای الکتریکی که نوع آنها مختلف است یکدیگر را می‌ربایند.

    دونی برای تشخیص این دو نوع الکتریسیته یکی را الکتریسیته شیشه‌ای و دیگری از الکتریسیته صمغی (رزینی) نامید. الکتریسیته شیشه‌ای از مالیدن شیشه به پارچه ابر پشمی تولید می‌شود و الکتریسیته ضمغی از مالیدن کهربا ، گوگرد ، لاک و ابونیت و بسیاری از مواد دیگر به پشم یا پوست حیوان بدست می‌آید.

    بعدها معلوم شد که این طرف نامگذاری در پاره‌ای از موارد گمراه کننده است. زیرا مثلا شیشه سنگی زبر و آن در اثر مالش ، الکتریسیته ضمغی تولید می‌کند و ابونیت بسیار صیقلی شده دارای نوع الکتریسیته شیشه‌ای می‌شود. از اینرو فرانکلین دانشمند آمریکایی اصطلاح امروزی الکتریسیته مثبت و منفی را بجای دو نوع شیشه‌ای و ضمغی وضع کرد.

    آزمایش ساده برای تولید الکتریسیته ساکن

    بنا به روش سنتی و قدیمی ، در آزمایشهای الکتریسیته ساکن برای تولید الکتریسیته مثبت شیشه را با ابریشم و برای تولید الکتریسیته منفی ، ابونیت را با پوست حیوان و مانند پوست گربه مالش می‌دهند. ولی امروزه استات سلولز برای تولید الکتریسیته مثبت و پلیتن برای تولید الکتریسیته منفی مناسبتر تشخیص داده شده است. زیرا رطوبت هوا بر روی آنها کمتر اثر می‌گذارد.

    مواد الکتریسیته ساکن



    • الکتروفور:

      در سال 1775 میلادی آلساندرو داتا که در ایتالیا معلم فیزیک بود. نامهای به پریستلی (کاشف اسپزن) نوشت و در آن نامه شرح داد. که اسبابی به نام الکتروفور اختراع کرده است. الکتروفور را می توان یک نوع ماشین مولد الکتریسیته ساکن نامید. در این دستگاه صفحه نارسانا در اثر مالش با پوست حیوان دارای بار الکترون منفی می‌شود و با قرار دادن صفحه فلزی روی آن ، قسمت بالایی صفحه در اثر القا دارای بار منفی و قسمت پایین صفحه دارای بار مثبت می‌شود.

      سطح پایینتر فلز بوسیله چند نقطه با سطح صفحه نارسانای زیرین تماس دارد. هرگاه سطح بالایی قرص بطور موقت به زمین وصل شود. الکترونها سطح بالایی زمین منتقل می‌شوند به این ترتیب صفحه فلزی دارای بار مثبت می‌شود.



  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ